روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٤ - ترجمه
و همچنين روز قيامت بيارند و در ميان درجات پيغامبران بنهند آن درجه[در] [١]درجات ايشان چنان باشد كه ماه در ميان ستارگان [٢]هيچ پيغامبرى و صدّيقى و شهيدى بنماند و الّا گويد خنك آن را كه اين درجه اوست [٣]ندا درآيد از قبل خداى تعالى اين درجه محمّد است.
آنگه من درآيم حلّه از نور پوشيده و تاج كرامت بر سر نهاده و علىّ بن ابى طالب پيش من ايستاده و لواء حمد [٤]به دست گرفته بر وى نوشته
لا اله الّا اللّٰه،المفلحون هم الفائزون چون به پيغامبران بگذريم گويند اين دو فرشته مقرّبند كه ما اينان را نمىشناسيم و چون به فرشتگان بگذريم گويند اين دو پيغمبر مرسلند و من بيايم و بر مرتبۀ خود بنشينم و على از من به يك درجه فروتر نشيند [٥]هيچ پيغامبرى و صدّيقى و شهيدى نماند و الّا گويند:
طوبى لهذين العبدين ما اكرمهما على اللّٰه.
ندا آيد از قبل خداى تعالى چنان كه همه خلائق بشنوند
هذا حبيبي محمّد و هذا وليّي علىّ طوبى لمن احبّهما [٦]و ويل لمن ابغضهما ،آنگه گفت يا على هيچكس نباشد از دوستان تو كه اين شنود و الّا از اين حديث بياسايد و رويش سپيد [٧]شود و دلش شادمان شود و هيچكس نماند از آنان كه با تو دشمنى دارد [٨]كه اين بشنود [٩]و الّا رويش سياه شود و پايهايش مضطرب شود ما در اين باشيم [١٠]دو فرشته مىآيند [١١]يكى رضوان خازن بهشت و يكى مالك خازن دوزخ.
رضوان گويد:
السّلام عليك يا احمد من گويم
عليك السّلام تو كيستى كه رويت چنين نكوست و بويت چنين خوش است؟گويد من رضوانم خازن بهشت خداى تعالى كليدهاى بهشت به تو فرستاده است تا آنكس [١٢]به بهشت رود كه،تو خواهى.من گويم پذرفتم [١٣]و خداى را شكر كردم آنگه بستانم و به برادرم على
[١] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٢] .لب:ستارگان.
[٣] .آج،لب،مر:باشد.
[٤] .وز،لب:احمد.
[٥] .وز،تب،آج،لب،لت:بنشيند.
[٦] .آج،لب:احببهما.
[٧] .آج،لب،مر:سفيد.
[٨] .تب:دارند.
[٩] .تب:بشنوند.
[١٠] .تب،آج،لب،مر+كه.
[١١] .مر:بيايند.
[١٢] .اساس+كه،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[١٣] .لب،مر:پذيرفتم.