روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٩ - ترجمه
قوله إِلاَّ الَّذِينَ تٰابُوا اين عقوبات ساقط شود از او
لقوله-عليه السّلام- الاسلام يجبّ ما قبله.
و بعضى دگر گفتند حد از او بيفتد به توبه به شرط آنكه پيش از قدرت بر او باشد چنان كه گفتيم آنچه حدّ خداست فامّا [١]آنچه از حقوق بنى آدم باشد چون خون و مال ساقط نشود و اين مذهب شافعى است و بعضى دگر گفتند همه از او ساقط شود از عقوبات الّا اگر چيزى باشد از آن مالها كه او را بوده باشد بعينها كه آن واجب باشد با خداوندش دادن يا خونى كرده باشد كه [٢]اولياء خون طلب آن كنند و اين مذهب مالك است و اوزاعى و ليث بن سعد.
و بعضى دگر گفتند اگر به زنهار آيد [٣]و توبه بكند توبهاش قبول كنند و امانش دهند و به هيچچيز او را مؤاخذه نكنند از خون و مال و اين قول سدّى است.
و شعبى روايت كرد كه حارثة بن بدر در عهد اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-به محاربت بيرون آمد و خون ريخت و راه زد و مال ستد آنگه توبه بكرد و به زنهار آمد پيش ازآنكه به دست آوردند او را،به نزديك حسن على آمد و گفت شفاعت كن مرا به نزديك اميرالمؤمنين او قبول نكرد به نزديك عبد اللّٰه جعفر شد او نيز قبول نكرد به نزديك سعد بن قيس الهمدانىّ آمد او قبول كرد [٤]و به خانه خودش جاى كرد [٥]چون با اميرالمؤمنين نماز بامداد بكرد گفت يا اميرالمؤمنين جزاى آنكه محارب خداى [٦]و پيغامبر باشد چيست؟گفت آنچه خداى گفته است و آيت بخواند سعد گفت يا اميرالمؤمنين و اگر توبه كند پيش [٧]آنكه او را بگيرد [٨]گفت توبه او مقبول [٩]باشد گفت يا اميرالمؤمنين و اگر [١٠]حارثة بن بدر باشد گفت حكم همان است گفت يا اميرالمؤمنين او به امان آمده است و توبه بكرد به اختيار خود او را امان هست؟گفت بلى،گفت بفرماى تا بنويسند اميرالمؤمنين بفرمود بنوشتند و او را امان داد.حارثه در
[١] .لت:و امّا.
[٢] .لت+چون.
[٣] .اساس،مت:ديد،با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .آج،لب:نكرد.
[٥] .مر،لت:داد.
[٦] .لت:خدا.
[٧] .تب،مر+از.
[٨] .آج،لب،مر،لت:بگيرند.
[٩] .مر:قبول.
[١٠] .مر:اگرچه.