روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٣ - ترجمه
و اميرالمؤمنين -عليه السّلام-از او پرسيد كه اين مرد را چرا كشتى؟به جاى تو [١]گناهى كرده بود با كسى را از آن تو كشته بود؟گفت بىسببى كشتم او را، اميرالمؤمنين -عليه السّلام-بفرمود تا او را قصاص كنند [٢]چون او را به بازار بردند تا بكشند و او تن بر كشتن نهاده [٣]چون سيّاف او را بنشاند تا قصاص كند [٤]مردى بيامد و در دست او آويخت و گفت او را رها كن كه بىگناه است اين مرد را من كشتم و برآن سوگندها ياد كرد [٥]تا پيش [٦]اميرالمؤمنين [٧]بردند اين مرد اقرار داد و گفت اين مقتول را من كشتم و او بىگناه است آن مرد را گفت چرا بر خويشتن گواهى دادى و به قتل[مقرّ] [٨]آمدى؟گفت يا اميرالمؤمنين براى آنكه دانستم كه اگر انكار كنم از من بنشوند [٩]با آن علامات و شواهد،گفت پس اين حال چون افتاد؟مرد گفت من در سراى خود گوسپندى [١٠]مىكشتم و كارد خونآلود به خون گوسپند [١١]در دست من بود من آواز خرير [١٢]اين كشته شنيدم در پهلوى سراى من در آن خربه،به تعجيل بيرون [١٣]جستم و كارد به دست،اين مرد چون بهر آن [١٤]پاى بشنيد به ديوار بجست من در شدم آن مرد را كشته ديدم بترسيدم ازآنجا بيرون دويدم با كارد خونآلود اين جماعت مرا بگرفتند و مرا راه نداد [١٥]انكار كردن از آن علامات كه كس از من مقبول [١٦]نكردى آن مرد كه [١٧]دومبار آمده بود گفت راست مىگويد همه همچنان است كه او گفت اميرالمؤمنين -عليه السّلام-با [١٨]اصحابان [١٩]نگريد و گفت چه بايد كردن؟گفتند آن مرد اوّل را رها بايد كردن و اين [٢٠]دوم [٢١]را بكشتن.
[١] .آج،لب،مر+چه.
[٢] .آج،لب:كردند.
[٣] .لت+بود.
[٤] .تب،لب:كنند.
[٥] .وز،تب،آج،لب،مر،لت+ايشان را.
[٦] .لت:به نزديك.
[٧] .مر+على(ع)
[٨] .اساس:وز،مت:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .وز،لت:بنشنوند،لب:بشنوند،مر:نشنوند.
[١١] [١٠] .آج،لب،مر:گوسفند.
[١٢] .لب:خزين.
[١٣] .لت:در.
[١٤] .آج،لب،مر،لت+آواز.
[١٥] .آج،لب،مر،لت:ندادند.
[١٦] .كذا:در اساس،مت،ديگر نسخه بدلها:قبول.
[٢١] [١٧] .مر:دويم.
[١٨] .آج،لب:به.
[١٩] .لت:اصحاب.
[٢٠] .مر:آن.