روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢ - ترجمه
بودند،چون به نزديك رسول آمدندى،گفتندى:فرمان تو ما را طاعت است،و ما منقاد فرمان توايم.چون از پيش او برفتندى و با خلوت افتادندى،كارهاى ديگر به خلاف آن سگاليدن گرفتندى.بعضى دگر گفتندى:آنان بودند كه خداى تعالى از ايشان حكايت كرد كه: يَخْشَوْنَ النّٰاسَ كَخَشْيَةِ اللّٰهِ [١]-الآية.
فَإِذٰا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طٰائِفَةٌ ،ابو عمرو و حمزه ادغام كردند«تا»را در «طا»لقرب المخرج،و كسائى در فعل روا نداشت،[در اسم روا داشت] [٢]،أعنى بيّت [٣]طائفة [٤]ادغام نكرد و روا داشت:بيّتت [٥]طائفة،و زجاج و مبرّد گفتند:اين را وجهى نيست،و فرقى نكردند و ادغام«تا»«در طا»براى قرب مخرج است،امّا روا نداشتند كه«طا»در«تا»ادغام كنند براى آنكه«طا»مطبق است و«تا» مهموس در او مدغم نشود.
و«تبييت» [٦]كارى سگاليدن باشد به شب،و شبيخون را و غارت شب را «تبييت»خوانند براى آنكه به شب سگاليده باشد.و جبّائي گفت:كارى باشد كه در خانه بسگالند،همانا از بيت اشتقاق كرد،و اهل لغت اين بگفتند [٧]،و اين اشتقاق دور است.رمّاني گفت:در او معنى اخفاء فى النّفس در است،براى آن بر خداى تعالى اجرا نكنند،قال عبيد بن همام:
أتوني فلم ارض ما بيّتوا
و كانوا أتوني بأمر نكر
لانكح أيّهم منذرا
و هل ينكح العبد حرّ لحرّ
و قال النّمر بن تولب [٨]:
سفها تبيّتك الملامة فاهجعي
و أخفش گفت:آن بيت [٩]شعر است بر سبيل تشبيه كه ايشان آن كار به شب
[١] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٧٧.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .مر:بيّت.
[٤] .اساس،مت+ابو عمرو و حمزه،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٥] .آج،لب،مر:بيّت.
[٦] .آج:تبيّت.
[٧] .تب،آج،لب:نگفتند.
[٨] .تب+شعر.
[٩] .مر:گفت اشتقاق آن از بيت.