روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١١ - ترجمه
و يا وجه تشبيه آن بود كه پيغامبران پياپى مىآمدند چون منقطع شد آمدنشان پندارى كز [١]فتورى بود در آمدن.«و امرأة فاتر الطّرف اذا كانت سقيم الجفن»و فتر ميان سبّابه و ابهام باشد اذا امتدّ لبعد ما بين الإصبعين.
حسن بصرى گفت:اين فترت كه ميان عيسى بود و پيغامبر ما-عليهما السّلام- ششصد [٢]سال بود و قتاده گفت پانصد و پنجاه سال بود و ضحّاك گفت چهارصد و شصت و اند سال بود. أَنْ تَقُولُوا ،و المعنى لئلاّ تقولوا.حقتعالى بازنمود كه سبب و علّت آنكه من پس از فترت،محمّد مصطفى را براى آن فرستادم تا كسى را بر من حجّت نباشد به آنكه گويد: مٰا جٰاءَنٰا مِنْ بَشِيرٍ وَ لاٰ نَذِيرٍ ،هيچ پيغامبر به ما نيامد كه ما را بشارت دادى و بترسانيدى و اين آيت دليل بطلان [٣]مجبّره است براى آنكه بعثت پيغامبر در تكاليف [٤]عقلى محتاج اليه نيست و قدرت و آلت لا بد است و ناگزير از آن اگر [٥]آنچه زياده حجّت است خداى به آن خلل نكند[اولىتر آنكه به واجب خلل نكند] [٦]چه اگر اين جا حجّت باشد بنده را بر خداى آنجا اولىتر كه حجّت باشد.و كلام دليل آن مىكند كه«لام»علّت و«لا»از لفظ محذوف است و التّقدير:لئلا تقولوا،تا نگوييد [٧]يعنى فرستادن ما رسول را براى آن بود تا زبان شما از اين گفتار كوتاه باشد [٨]و نظيره قوله: يُبَيِّنُ اللّٰهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا ،و المعنى لئلاّ تضلّوا و مثله قوله: وَ أَلْقىٰ فِي الْأَرْضِ رَوٰاسِيَ [٩]...[اى] [١٠]لئلاّ تميد بكم،براى آنكه بيان براى نفى ضلال كنند نه براى ضلال.و كوه بر زمين براى آن نهاد تا بنجنبد [١١]نه براى آن [١٢]تا بجنبد [١٣]، فَقَدْ جٰاءَكُمْ بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ ،اكنون عذر نماند شما را كه پيغامبر آمد به شما بشارتدهنده به ثواب و ترساننده از عقاب. وَ اللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ،و خداى تعالى بر همه چيز قادر است.
[١] .لت:كه.
[٢] .لب:سيصد،لت:نهصد.
[٣] .لت+مذهب.
[٤] .آج،لب،مر:تكليف.
[٥] .تب:ازآنكه.
[٦] .اساس و مت:ندارد،از وز افزوده شد.
[٧] .مر،لت:نگويى.
[٨] .آج،لب:شود.
[٩] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ١٥.
[١٠] .اساس و وز:ندارد،از تب افزوده شد.
[١١] .تب،بنخسبد.
[١٢] .وز+بود.
[١٣] .لب:بخسبد.