روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١ - ترجمه
كه به فرمان من.پس چو حكم هر دو[امر يكى باشد،حكم هر دو طاعت كه] [١]امتثال امر است يكى باشد.
گفتند سبب نزول آيت آن بود كه:چون رسول-عليه السّلام-گفت:
من اطاعني فقد اطاع اللّٰه و من عصاني فقد عصى اللّٰه ،هركه طاعت من دارد طاعت خداى داشته بود،و هركه در من عاصى شود در خداى عاصى شده باشد،منافقان گفتند:همانا اين مرد مىخواهد تا ما او را پرستيم و به خدائى او اقرار دهيم چنان كه ترسايان كردند با عيسى،خداى تعالى اين آيت فرستاد ردّ بر ايشان،گفت:هم چنان است كه او گفت طاعت او طاعت من است،هركه فرمان او برد فرمان من برده باشد.
وَ مَنْ تَوَلّٰى ،و هركه پشت بر فرمان او كند و اعراض و عدول كند، فَمٰا أَرْسَلْنٰاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً ما تو را به محافظت او نفرستاديم،كار تو بيشتر از تبليغ نيست،حافظ و رقيب و محاسب اعمال ايشان منم.
و در معنى او چند قول گفتند:يكى آنكه تو نگاهبان ايشان نه اى تا برنگردند كه اين نه تكليف تو است،دگر آنكه تو نگاهبان اعمال ايشان نهاى براى جزا كه جزاى آن به دست تو نيست.دگر آنكه گفتند:تو مسلّط نهاى برايشان،چهكار تو جز تبليغ رسالت نيست،و مثله قوله: لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ [٢]،أى بمسلّط.و بعضى مفسّران گفتند:حكم اين آيت منسوخ است به آية السّيف بل رسول-عليه السّلام-پس از امر به جهاد مسلّط است بر ايشان تا اگر ايمان نيارند ايشان را گردن بزند.
قوله: وَ يَقُولُونَ طٰاعَةٌ ،در رفع او دو وجه گفتند:يكى آنكه خبر مبتداست محذوف،يعنى أمرك طاعة،و يك قول آنكه:مبتداست و خبر محذوف،يعنى منّا طاعة لك،چنان كه گفت: قُلْ لاٰ تُقْسِمُوا طٰاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ [٣]،و قوله: فَأَوْلىٰ لَهُمْ، طٰاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ [٤].
خلاف كردند در آنكه آنان كه اين گفتند كه بودند؟بعضى گفتند:منافقان
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .سورۀ غاشيه(٨٨)آيۀ ٢٢.
[٣] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٥٣.
[٤] .سورۀ محمد(٤٧)آيۀ ١٩ و ٢٠.