روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٣ - ترجمه
نگفتند،و اخبار بسيار آمد بر اين من طريق الخاصّة و العامّة [١].امّا من طريق العامّة [٢]، اوس بن اوس روايت كند كه رسول را ديدم-عليه السّلام-كه وضوى نماز باز كرد و مسح بر نعلين بازداد [٣].[حبّة العرنىّ روايت كرد كه اميرالمؤمنين على-عليه السّلام- را ديدم كه مسح بر نعلين داد] [٤].
و عبد اللّٰه عبّاس گفت،چون وضوى رسول را-عليه السّلام-وصف مىكرد كه گفت:مسح على رجليه،پيغامبر وضو كرد و مسح بر پاى داد.
و هم عبد اللّٰه عبّاس گفت:كتاب خداى به مسح آمد و مردمان ابا كردند و جز غسل نكردند.و اميرالمؤمنين -عليه السّلام-گفت:
ما نزل القرآن الّا بالمسح. و هم او گفت:
غسلتان و مسحتان، دو غسلاند و دو مسح.و اخبار از طريق خاصّ قياسى نيست آن را اگر [٥]گويند نه بر قرائت نصب اقتضاى غسل كند براى آنكه عطف باشد بر وجوه و ايدى،و تقدير آن باشد كه:اغسلوا وجوهكم[و ايديكم] [٦]الى المرافق و ارجلكم الى الكعبين و امسحوا برءوسكم،گوييم روا نباشد،براى آنكه فصل كردن ميان معطوف و معطوف عليه به جملۀ اجنبى نيكو نباشد و معنى تباه شود.نبينى كه اگر كسى گويد:ضربت زيدا و عمروا،و اكرمت خالدا و بشرا،و دعوى كند كه بشر معطوف است بر زيد و عمرو در باب ضرب،و معطوف نيست بر خالد در اكرام [٧]، مستقيم نباشد براى آنكه طريقى نبود سامع را به اين و اين كلامى مشوّش باشد با كلام عقلا و حكما نماند و آيت از روى ظاهر و نظم دليل مسح مىكند و وجه استدلال از آيت آن است كه خداى تعالى در اين آيت ما را به طهارت چهار عضو فرمود:دو مغسول و دو ممسوح در عضو اوّل كه وجه است تصريح كرد به غسل، گفت: فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ ،آنگه دستها را بر روى عطف كرد به حرف عطف و همچنين در دو عضو ممسوح در اوّل امر مصرّح كرد به مسح در رءوس و پاى را بر او [٨]
[١] .مر:از طريق خاصّه و عامّه.
[٢] .مر:اين عبارت عربى را ندارد.
[٣] .مر:ندارد.
[٤] .اساس و مت:ندارد،با توجّه به وز افزوده شد.
[٥] .وز،آج،لب،مر:كه.
[٦] .اساس،وز،تب،مت:ندارد،چون در معنى عبارت ضرورت داشت،از آج افزوده شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مت+اين.
[٨] .مر:آن.