روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٨ - ترجمه
مكسور بكردند [١]براى التقاى ساكنين حملا على المجزوم و [٢]به ضمّ نون خواندند لاتباع الضمّة الضمّة [٣]فِي مَخْمَصَةٍ ،اى مجاعة.يقال:فلان خميص البطن اذا كان جائعا،تشبيها بخميص البطن،اذا كان ضامر البطن خلقة.قال الشّاعر:
تراه خميص البطن و الزّاد حاضر
عتيد و يغدوا فى القميص المقدّد
و قال اعشى ثعلبة:
تبيتون [٤]فى المشتى ملاء بطونكم
و جاراتكم غرثى يبتن خمائصا
و مراد در هر دو بيت ضمور [٥]بطن است از گرسنگى دون خلقت و در معنى بيت نابغۀ ذبيانى است فى قوله:
و البطن ذو عكن خميص ليّن
و مراد [٦]به مخمصة در آيت مجاعت است.و مصدر است بر قول بعضى[و بر قول بعضى] [٧]اسم، غَيْرَ مُتَجٰانِفٍ ،نصب او بر حال است.و متجانف متمايل باشد من جنف اذا مال.يقال جنف لكذا و [٨]الى كذا،اذا مال اليه.و معنى در اين جا متعمّد است به قرينۀ فَمَنِ اضْطُرَّ ،يعنى هركه مضطر شود و [٩]ضرورت او را حمل كند و به آن آرد كه او را تناول مردار يا گوشت خوك يا بعضى از اين محرّمات بايد كردن و حدّ آن ضرورت آن است كه خائف باشد از تلف نفس،و امّا [١٠]قاهرى او را الجا كند به آن،تا [١١]خائف باشد بر قتل اگر تناول نكند [١٢].و عند اين حال رخصت است او را كه از مردار تناول كند.در مقدار آن خلاف كردند كه چه مقدار حلال باشد:به نزديك ما بيش از آن نشايد كه امساك رمق كند و اين مذهب فقهاى عراق است.
[١] .اساس،مر،مت:نكردند،با توجّه به معنى جمله و ضبط ديگر نسخهها تصحيح شد،آج،لب،كردند.
[٢] .وز،تب،آج،لب،مر،لت+بعضى.
[٣] .لت:ندارد.
[٤] .اساس و همۀ نسخه بدلها،بجز آج يبيتون،كه چون با قاعده سازگارى نداشت،با توجه به آج تصحيح شد.
[٥] .اساس و همه نسخه بدلها بجز آج و لت:غمور،با توجه به سياق عبارت و خط آج،تصحيح شد.
[٦] .اساس و مت+در هر دو بيت غمور،كه چون زائد مىنمود حذف گرديد.
[٧] .اساس و مت:ندارد،از وز افزوده شد.
[٨] .مر:او.
[٩] .اساس و مت:ندارد.
[١٠] .مر:يا.
[١١] .آج:يا.
[١٢] .مر:كند.