روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٦ - ترجمه
كه اگر در كتاب ما بر ما[٣٦٥-پ]فرود آمدى ما آن روز عيد گرفتمانى.گفت:و آن كدام است؟گفت: اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ،عمر گفت:من دانم كه اين آيت كى [١]فرود آمد و كجا فرود آمد،و ما با رسول-عليه السّلام-حاضر بوديم و آن روز ما را عيد [٢]بود و از پس ما جمله مسلمانان را عيد است تا به روز قيامت.و از رضا-عليه السّلام-پرسيدند حديث اين روز،گفت:
عيد اللّٰه الاكبر و انّه فى السّماء اشهر منه فى الارض، فى حديث طويل.
و در بعضى اخبار آن است كه اين روز روز آدينه بود.و از عبد اللّٰه عبّاس روايت كردند كه او گفت روز دوشنبه بود و از او روايت كردند كه او گفت:رسول را- عليه السّلام روز دوشنبه ولادت بود و روز دوشنبه از مكّه بيرون آمد و روز دوشنبه در مدينه شد و سورة المائده روز دوشنبه آمد و اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ روز دوشنبه آمد.اگر گويند دين خداى تمام نبود تا اين روز پس اين روز تمام شد،گوييم دين خداى تعالى به حسب مصلحت خداى تعالى بهيكبار فرونفرستاد بل امرى از پس امرى و حكمى از پس حكمى [٣]و آيتى از پس آيتى چون احكامى و امرى [٤]كه خداى دانست كه صلاح مكلّفان تا آنجاست بفرستاد [٥]،آخرش و ختم و تمامش اين روز بود.از اين جا روايت كردند كه پس از اين روز دگر هيچ حكمى و امرى و نهيى نيايد [٦].جوابى ديگر [٧]از او آن است كه دين در همهوقت تمام بود و لكن به اضافه با آنكه پس از آن زياده مىشد [٨]چون در هر وقتى آن مقدار كه بود مصلحت آنقدر بود آن تمام بود و لكن به اوقات مصلحت متغيّر مىشد خداى تعالى زياده مىكرد چندان كه بيشتر مىفزود [٩]تمامتر بود به معنى آنكه بيشتر بود تا به حدّى رسيد كه بالاى آن در مصلحت زياده نبود پس [١٠]به اين وجه در اوّل و ميانه و آخر تمام بوده باشد به آن
[١] .لب:كه.
[٢] .لب:و عيد.
[٣] .وز:بل امرى و حكمى از پس حكمى.
[٤] .وز،تب،آج،لب،لت:اوامرى.
[٥] .اساس،وز و مت:نفرستاد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .تب،مر،مت:نيامد.
[٧] .لب:جواب دگر.
[٨] .تب:مىباشد.
[٩] .مر:مىفرمود.
[١٠] .اساس،وز،تب و مت:من،كه چون معناى محصّلى نداشت با توجه به ديگر نسخهها تصحيح شد.