روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٤ - ترجمه
مىرود،اين مرد مسلمان نيست.چون بيرون رفت به گلۀ مدينه بگذشت.گله براند [١]و اين بيتها رجز مىگفت:
باتوا نياما و ابن هند لم ينم
بات يقاسيها غلام كالزّلم
خدلّج السّاقين خفّاق القدم
قد لفّها اللّيل بسوّاق حطم
ليس براعى ابل و لا غنم
و لا بجزّار على ظهر وضم
هذا اوان الشّدّ فاشتدّي زيم
چون سال ديگر بود به حج آمد با حاجيان بكر بن وائل از يمامه و تجارتى بسيار و مالى عظيم با او بود.مسلمانان گفتند [٢]:حطم [٣]اينك [٤]!و مال بسيار با خود [٥]دارد رها كن ما را تا او را بكشيم و مال او به عوض چهار پاى خود برداريم.رسول- عليه السّلام-[گفت] [٦]:روا نباشد كه او در حرم است و ماه ماه حرام است و او هدى آورده است و تقليد [٧]كرده روا نباشد.گفتند:اى رسولاللّٰه!ما در جاهليّت چنين بسيار كردهايم.خداى تعالى اين آيت فرستاد: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ ،اى آنان كه ايمان آوردهايد حلال مداريد [٨]شعاير خداى [٩].
عبد اللّٰه عبّاس و مجاهد گفتند:مراد به شعاير مناسك حج است كه مشركان به حج آمدندى و هدى آوردندى مسلمانان خواستند تا بر ايشان غارت كنند.خداى تعالى نهى كرد ايشان را از اين،بيان اين قول قوله تعالى: ذٰلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ .عطيّه گفت از عبد اللّٰه عبّاس:مراد آن است كه حلال مداريد كه صيد كنيد در حال حرام [١٠].
عطا گفت:مراد به شعاير معالم شرع است و معنى آن است كه لا تستحلّوا حرمات اللّٰه،محرّمات شرع كه خداى تعالى حرام كرده است حلال مدارى و اوامر و نواهى او را بر وفق آنچه گفته است كار بندى.
[١] .مر+ببرد.
[٢] .لت،مر+اى رسولاللّٰه:
[٣] .تب:حطيم.
[٤] .آج،لت+آمده.
[٥] .مر:همراه.
[٦] .اساس و مت:ندارد،از وز افزوده شد.
[٧] .وز:تقليل.
[٨] .آج،لب:مدارى.
[٩] .مر:خدا را.
[١٠] .كذا در اساس و وز و مت،ديگر نسخه بدلها:احرام.