روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٦ - ترجمه
و بعضى دگر گفتند مراد به روح رحمت است،يعنى و رحمة منه.بعضى دگر گفتند كه [١]خداى تعالى او را بيافريد نه از آب بل [٢]از باد،و زنده آفريد.او [٣]نطفه نبود و آنگه علقه و آنگه مضغه و آنگه عظام.بل خداى تعالى او را خلقى تمام بيافريد [٤]از اوّل با روح.
و بعضى دگر گفتند براى آن روح خواند او را كه خداى تعالى بر دست او احياء موتى كردى پس دست و دم او به آنچه رسيدى بر اين وجه زنده شدى و التّقدير:
و كلمته و كلمة اللّٰه و روحه.و رفع هر دو بر خبر مبتداى محذوف باشد.
و گفتهاند روح اين جا جبرئيل است و او معطوف است بر ضمير [٥]نام [٦]خداى تعالى،يعنى القاها اللّٰه الى مريم و جبرئيل منه اى من امره و قبله.
فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ ،امر است از خداى تعالى به ايمان به خداى تعالى و پيغامبرانش جملۀ مكلّفان را. وَ لاٰ تَقُولُوا ثَلاٰثَةٌ ،نهى است ترسايان را و جز ايشان را ازآنكه با خداى انباز [٧]گيرند.گفت:سه مگويى چنان كه بعضى ترسايان گفتند اله واحد و ثلاثة اقانيم،يك خداى و سه اقنوم:اقنوم اب و اقنوم ابن و اقنوم روح القدس.
آنگه گفتند سه بودند متّحد شدند.يكى شدند و اين نامعقول باشد كه سه ذات يكى شود.و رفع«ثلاثة»بر خبر مبتداى محذوف باشد،اى و لا تقولوا هو ثلاثة.و مثله قوله: سَيَقُولُونَ ثَلاٰثَةٌ ،اى هم ثلاثة. اِنْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ ،بازايستى [٨]از اين و امثال اين كه شما را بهتر باشد [٩].وجه نصب او در آيت مقدّم بگفتيم.
إِنَّمَا اللّٰهُ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ ،بر حقيقت خداى يكى است [١٠].و إِنَّمَا براى اثبات چيز باشد و نفى ما سواه،و معنى آن است كه: لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ ،و بيان كرديم كه اله معبود باشد
[١] .همۀ نسخه بدلها:مراد آن است كه.
[٢] .اساس:نه،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد،مر:بلكه.
[٣] .مر،آن،لت:او را.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مت:آفريد.
[٥] .اساس و مت+منير،با توجّه به ديگر نسخه بدلها و معنى جمله زائد تشخيص داده شد.
[٦] .آج،لب+با.
[٧] .اساس،وز،مت:بنا گيرند،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .تب،مر:ايستيد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+و.
[١٠] .مر:بود است.