روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٤ - ترجمه
علانيه،ايشان اجابت نكردندى.و هرچه او دعوت بيش كردى ايشان بيش [١]رميدندى تا مرد بودى از ايشان كه فرزند طفل خود را دست گرفتى و بياوردى و نوح را به او نمودى.گفتى:اى پسر!مىبينى اين را؟اگر [٢]مرا وفاتى باشد [٣]،نگر تا گرد اين نگردى و دعوت اين نشنوى و حديث اين گوش بازنكنى كه اين ديوانه است و جادو و دروغزن [٤].
قال اللّٰه تعالى: وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغىٰ [٥]و گفتهاند اوّل كس كه فردا قيامت [٦]از گور بر خيزد بعد [٧]رسول-ما صلّى اللّٰه عليه و آله-نوح باشد.و گفتهاند [٨]براى آنكه او را مقام شكر بود،فى قوله: إِنَّهُ كٰانَ عَبْداً شَكُوراً [٩]، پس چنان كه سورة الحمد را [١٠]صدر قرآن است او [١١]صدر پيغمبران باشد.
و در خبر است كه فردا قيامت [١٢]اوّل كس [١٣]كه به بهشت خوانند [١٤]،شاكران نعمت او باشند.
وَ أَوْحَيْنٰا إِلىٰ إِبْرٰاهِيمَ ،و وحى كرديم به ابراهيم و به فرزندانش اسماعيل و اسحاق و فرزند اسحاق يعقوب و به اسباط كه فرزندان يعقوباند-و ايشان دوازده سبط بودند از دوازده پسر يعقوب-و عيسى [١٥]و ايّوب،و آن پيغامبر مذكور به صبر و يونس،و [١٦]صاحب نون بود و هارون كه برادر موسى بود و سليمان كه پسر داود بود.
وَ آتَيْنٰا دٰاوُدَ زَبُوراً ،و داود را زبور داديم،حمزه و خلف«زبور»خواند [١٧]به ضمّ«زا» و اين را دو وجه باشد:يكى جمع«زبر» [١٨]باشد [١٩]مصدر بود به معنى اسم اعنى به
[١] .لب:ندارد.
[٢] .آج،لب:كه.
[٣] .مر:مرگ آيد.
[٤] .مر:دروغگوى.
[٥] .سورۀ نجم(٥٣)آيۀ ٥٢.
[٦] .وز،آج،لب،لت:فرداى قيامت.
[٧] .وز،مر+از.
[٨] .لت:ندارد.
[٩] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٣.
[١٠] .تب:ندارد.
[١١] .تب،وز،مت:او را.
[١٢] .وز،آج،لب،مر،لت:فرداى قيامت.
[١٣] .تب،وز،آج،لب،مر،لت+را.
[١٤] .مر+از.
[١٥] .آج،لب:ندارد.
[١٦] .تب،وز،آج،لب،مر،لت:كه.
[١٧] .مر:خواندند.
[١٨] .آج،لب،لت:زبره.
[١٩] .وز،مر+كه.