روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٤ - ترجمه
كه: فَقَدْ سَأَلُوا مُوسىٰ أَكْبَرَ مِنْ ذٰلِكَ فَقٰالُوا أَرِنَا اللّٰهَ جَهْرَةً دگر آنكه در او چند دليل است بر ابطال رؤيت يكى:
قوله تعالى: فَقَدْ سَأَلُوا مُوسىٰ أَكْبَرَ مِنْ ذٰلِكَ ،حقتعالى بازنمود كه ايذاء جهودان رسول را-عليه السّلام-به مطالبۀ او به كتابى از آسمان بر وجه تعنّت از جملۀ كبائر و عظايم است آنگه بيان كرد كه آنچه ايشان از موسى-عليه السّلام-خواستند در باب رؤيت بزرگتر و عظيمتر بود.اگر آنچه حقير باشد كفر بود همانا آنچه عظيمتر باشد ايمان نبود دگر:
قوله: فَأَخَذَتْهُمُ الصّٰاعِقَةُ ،بگرفت صاعقه ايشان را قوم آنهمه ناراستى و بىنوائى و كفران نعمت و تعنّت پيغامبر و كفر به خداى و عبادت عجل بكردند ايشان را صاعقه نيامد [١]چون سؤال رؤيت كردند صاعقه آمد تا سؤال رؤيت از آنهمه عظيمتر نباشد صاعقه نيامدى عند آن.
دگر قوله: بِظُلْمِهِمْ ،هم دليل است بر آنكه ايشان كردند و هم دليل است بر آنكه بد كردند و اگر سؤال موسى بودى صاعقه موسى را سوختى و ظلم حواله به موسى بودى.
و از عبد اللّٰه عبّاس روايت كردند كه در كلام تقديم و تأخيرى هست و تقدير اين است.فقالوا جهرة ارنا اللّٰه،چنان كه جهرة از صلۀ قولى باشد[و المعنى قالوا جهرة يعنى آشكارا گفتند مصرح نه به كنايه و در اين دو نوع مبالغه باشد يكى آنكه اين حديث را چندان تعظيم و استكبار كرد كه گفت اين حديث آشكارا گفتند يعنى اين حديثى است كه از فظاعت و عظم او آشكارا نگويند چنان كه يكى از ما گويد:فلان كس آشكارا امير را دشنام داد به آنكه اين كارى منكر باشد تشنيع در او به آشكارا بيشتر باشد دگر آنكه چون جهرة] [٢]نه از صفت رؤيت نباشد سؤال رؤيت بر هر وجه از وجوه كه باشد شنيع بود سواء اگر رؤيت با تشبيه باشد و اگر بر وجهى دگر چه جهره را به رؤيت تعلّق نباشد بر اين قول بل از توابع قول باشد.
سدّى و محمّد بن كعب القرظى [٣]گفتند:جهودان رسول را-عليه السّلام-گفتند
[١] .مر:آمد.
[٢] .اساس:ندارد با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .وز+گفت.