روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٥ - ترجمه
قصّۀ آن دراز است،و جملۀ او آنكه روزى [١]آفتاب برآمد [٢]و هرچه پيرامن خورنق و سدير [٣]همه به حكم ما بود[و زيردستان ما بودند و آفتاب فروشد و آن] [٤]زيردستان ما را بر[ما] [٥]رحمت آمد و روزگار،خود چنين است.هيچ سراى نباشد كه پر از خرّمى شود الّا [٦]پر از آب چشم شود،آنگه گفت [٧]:
فبينا [٨]نسوس النّاس و الأمر امرنا
إذا نحن فيهم سوقة نتنصّف
فأفّ لدنيا لا يدوم نعيمها
تقلّب تارات بنا و تصرّف
قوله: مَنْ كٰانَ يُرِيدُ ثَوٰابَ الدُّنْيٰا [٩]،مفسّران گفتند:خداى تعالى به اين آيت و آنكه پيش از اين است،آنان را خواست كه در آن درع خيانت كردند و مرتد شدند.
آنگه گفت:هركس كه او به عوض ثواب آخرت منافع دنيا خواهد از او دريغ نيست به نزديك خداى هر دو هست.هم ثواب دنيا و هم ثواب آخرت،و ثواب دنيا در آيت مجاز است مراد منافع دنياست و براى آن ثوابش خواند كه منافقان آن را در برابر ثواب آخرت نهادند.و اگر بر اصل لغت حمل كنند در هر دو حقيقت باشد،چه ثواب جزا بود در لغت من ثاب اذا رجع،نبينى كه خداى تعالى در حقّ كافران گفت: هَلْ ثُوِّبَ الْكُفّٰارُ مٰا كٰانُوا يَفْعَلُونَ [١٠]،أى هل جوزى جز كه به عرف شرع و وضع لغت چو منسوخى شده است،درست آن است كه اوّل مجاز باشد [١١]و دوم حقيقت.آنگاه براى ازدواج لفظ اطلاق كرد،آنگه بر سبيل تهديد و وعيد گفت:خداى تعالى شنوا و بيناست به اقوال و افعال ايشان.
قوله: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوّٰامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدٰاءَ [١٢]،آنگه حقتعالى امر كرد مؤمنان را و اگرچه جز ايشان داخلند [١٣]تحت خطاب به دليلى ديگر و گفت اى مؤمنان نيك قيام كنى [١٤]به قسط يعنى به عدل[٣٤٨-ر]و قسط [١٥]عدل باشد و قسط
[١] .مر+كه.
[٢] .مر:بر مىآيد.
[٣] .وز،تب،آج،لب،مر،لت+بود.
[٥] .اساس پندارد،از وز افزوده شد.
[٦] .مر+كه.
[٧] [٤] .تب+شعر.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به ضبط لسان العرب(٣٣٢/٩)تصحيح شد.
[٩] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٣٤.
[١٠] .سورۀ مطفّفين(٨٣)آيۀ ٣٦.
[١١] .آج،لب،مر،لت:است.
[١٢] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٣٥.
[١٣] .مر+در.
[١٤] .تب،مر،لت:كنيد.
[١٥] .مر+و اقساط.