تنقيح المقال في علم الرجال - المامقاني، الشيخ عبد الله - الصفحة ٩٠٩ - من الآثار
المقدمة(ق ٢)
الصفحة ٣٧٧
الصورة رقم(٦٤) بسم اللّه خير الاسماء
جناب مستطاب سيد الفضلاء الأطائب،سند الاتقياء الاماجد،الحبر الزّكى و المهذّب النّقى،آقاى آميرزا شهاب الدين شهير بآقا نجفى(دام تاييده)
عرض مىشود،بحمد اللّه سبحانه،نفسى باقى،در اين عتاب مقدسه منزوى،به دعاگويى و نيابت زيارت مشغولم.رقيمۀ كريمه عزّ وصول يافت،به سبب حكايت از سلامتى آن جناب،موجب خوشنودى گرديد.عجب از پست قم دارم،به هيچ وجه منظم نيست!بسيار مىشود كه رقيمۀ احقر،به جناب عالى نمىرسد و رقيمۀ آن جناب،به احقر نمىرسد؛ساير بلاد چنين نيست،پستش منظم است.
عرض ديگر آنكه چند ماه است،متجاوز از يكصد مجلد از نوشتجات مطبوعه.
حسب الوعده به كرمانشاهان،رساندهام كه به قم برسانند،الى الآن به هيچ وجه،خبرى نيست و از اين رقيمه معلوم مىشود كه نرسيده،زيرا كه اگر مىرسيد،مىبايست به جناب عالى و جناب فاضل برسد.
ورقهاى را كه جناب مستطاب آقاى آقا ميرزا على ساليانىگر مرودى خواستهاند،هر وقت آينده يافتم،در هامش مقباس الهداية،نوشته و مىفرستم ان شاء اللّه تعالى.
ديگر آنكه بسيار محرمانه عرض مىكنم،ميرزا يوسف مامقانى كه سابقا طرف ميل احقر بود، مواظب حال او بودم،به نحوى كه حتّى نان از كسى نمىگرفت؛يك مرتبه نيست شده و احقر بىاطلاع بودهام.آمده قم كه در آنجا نوشته بگيرد،بعد از آن خواهد رفت تهران،به توسط شيخ اسد اللّه مامقانى،منصبى تحصيل كند و رخت پهلوى را در اينجا مهيّا كرده،ملتفت باشيد كه نوشته نگيرد كه اسباب تضييع صاحب نوشته خواهد بود،غرض او هم تضييع است،رواجا لمطالبه الفاسده.زياده چه عرض كنم.عجالتا چيزى مختصرى به جهت آقا ميرزا على نوشتم ولى راضى نيستم ديگرى آن را امضا كند،كاغذ ملك احقر است،راضى به تصرف در آن به نوشتن امضا نيستم و الاّ روز قيامت در ديوان عدل،مؤاخذه خواهند شد.
حرّره الفانى،عبد اللّه المامقانى عفى عنه ١٧ شوال ١٣٤٧
رسالة اخرى مرسلة من الشيخ الجد طاب ثراه للسيد النجفي المرعشي طاب رمسه جاءت في گنجينه شهاب ٨٩/١