نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٢٥
٣٥٦- از امام پرسيدند: اگر در خانه شخصى را بر رويش ببندند و او را در همانجا، زندانى كنند، روزيش از كجا مىرسد؟ فرمود:
از همان جا كه مرگش به سراغش مىآيد.
٣٥٧- امام به بازماندگان ميّتى چنين تسليت گفت:
اين امر آغازش با شما نبوده و به شما نيز پايان نخواهد يافت. اين رفيق و دوست شما گاهى مسافرت مىرفت، اكنون نيز او را در بعضى از سفرها بدانيد. اگر از سفر آمد بسيار خوب وگرنه شما به سوى او خواهيد رفت.
٣٥٨- اى مردم! بايد خداوند شما را به هنگام نعمت، خائف ببيند، همان گونه كه از نقمت شما را ترسان مىبيند، زيرا كسى كه خدا به او نعمت وسيعى دهد و آن را استدراج (مقدّمه مجازات تدريجى) نشمرد، از امر خوفناكى خود را ايمن دانسته و به عكس، آن كس كه خدا بر او تنگ گيرد و آن را آزمايش (و مقدّمه تكامل) نداند، پاداش اميد بخشى را از دست داده است.
٣٥٩- و فرمود: اى اسيران طمع و خواهشهاى نفس، كوتاه آييد و باز ايستيد، زيرا افراد متمايل به دنيا را جز حوادث سخت و صداى برخورد دندانهاى حوادث به خود نياورد، اى مردم خود عهدهدار تربيت نفس خويش باشيد و آن را از كشش عادتها باز داريد.
٣٦٠- هر سخنى كه از دهان كسى خارج شد، تا احتمال درستى و نيكى در آن مىيابى، حمل بر فساد مكن.
٣٦١- هرگاه نيازى به درگاه حق دارى با صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله شروع كن، سپس حاجتت را بخواه زيرا خداوند كريمتر از آن است كه دو حاجت، يكى را قبول و ديگرى را رد كند.
٣٦٢- كسى كه به آبروى خود علاقهمند است بايد بحثهاى لجاجتآميز را با مردم ترك كند.
٣٦٣- از نادانى شخص، عجله كردن پيش از امكان و از دست دادن امكانات و سستى نمودن پس از فرصت است.
٣٦٤- از آنچه تحقّق نايافته بحث مكن، چرا كه در آنچه واقع شده به اندازه كافى جاى بحث و گفتگو و سؤال و جواب وجود دارد.