نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧ - ستايش خداوند متعال
من آنچه را مىشنويد مىگويم و خداوند را به يارى خود و شما مىطلبم! او كفايتكننده ما و بهترين وكيل است.
خطبه ١٨٤
كه در پاسخ برج بن مسهر طائى كه از خوارج بود، فرموده و اين هنگامى بود كه شخص مزبور با صداى بلند به طورى كه امام بشنود گفت: «لا حُكْمَ الَّا لِلّهِ»!
خاموش باش! خدا رويت را سياه كند اى دندان شكسته! به خدا سوگند حق آشكار گرديد و تو شخصى ناتوان بودى؛ صدايت در سينه حبس شده بود تا آنگاه كه صداى باطل از حلقوم بيرون آمد همچون شاخ بزى آشكار شدى!
خطبه ١٨٥
كه در آن از ستايش خداوند، ثناى بر پيامبر صلى الله عليه و آله و اسرار آفرينش گروهى
از حيوانات سخن به ميان آورده است.
ستايش خداوند متعال
ستايش مخصوص خداوندى است كه حواس، وى را درك نكنند و مكانها وى را در برنگيرند، ديده ها او را نبينند و پوششها وى را مستور نسازند، با حدوث آفرينش، ازليّت خود را آشكار ساخته و با حدوث (و اسرار) خلقت، وجود خود را نشان داده است؛ همانند بودن آفريده ها دليل بر آن است كه براى او همانندى نيست، همو كه در وعدههايش صادق و بالاتر از آن است كه بر بندگان خود ستم كند.
درباره مخلوقاتش به عدل و داد رفتار مىكند و در اجراى احكام به عدالت بر آنها حكم مىنمايد، حادث بودن اشيا گواه بر هميشگى او، و ناتوانى آنها نشانه قدرت او، و نابودى قهرى موجودات شاهد و گواه دوام اوست.
يكى است امّا نه به شماره، هميشگى است ولى نه اين كه زمانى دارد، برقرار است