نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٣ - تواضع و فروتنى انبيا
از گذشتگان عبرت گيريد
از آنچه به ملّتهاى متكبّر پيشين از عذاب خدا و كيفرها و عقوبتها رسيده است عبرت گيريد! و از قبرهاى آنها و محل خوابيدنشان در زير خاك پند پذيريد! و به خداوند در مورد آثار بدى كه تكبّر در قلبها باقى مىگذارد، پناه بريد همان گونه كه از حوادث سخت و مشكلات زندگى به او پناهنده مىشويد!
اگر خداوند تكبّر ورزيدن را به كسى اجازه مىداد، حتماً در مرحله نخست آن را مخصوص پيامبران و اولياى خود مىساخت، امّا خداود تكبّر و خود برتر بينى را براى همه آنها منفور شمرده است و تواضع و فروتنى را برايشان پسنديده، آنها گونهها را بر زمين مىگذاردند و صورتها را بر خاك مىساييدند و پر و بال خويشتن را براى مؤمنان مىگسترانيدند، تا آنجا كه مردم بى خبر آنها را ضعيف و ناتوان مىشمردند، خداوند آنها را با گرسنگى آزمايش نمود و به مشقّت و ناراحتى مبتلا ساخت، با امور خوفناك امتحان كرد و با سختىها و مشكلات خالص گردانيد و از بوته آزمايش بيرون آمدند.
بنابراين ثروت و اولاد، بود و نبود و يا كم و زياد آن را دليل بر خشنودى و يا خشم خداوند مگيريد، كه اين خود جهل و نادانى نسبت به موارد آزمايش و امتحان در مواضع بى نيازى و قدرت است؛ زيرا خداوند سبحان فرموده است: «آيا گمان مىكنند مال و فرزندانى كه به آنها مىبخشيم (به خاطر خشنودى و رضايتى است كه از آنها داريم و) دليل بر آن است كه به سرعت نيكىها را براى آنها فراهم مىسازيم (چنين نيست)، بلكه نمىدانند و درك نمىكنند» [١] (چه اين كه اينها آزمايش است زيرا) خداوند بندگان متكبّر و خودپسند را با اولياى خويش كه در چشم آنها ضعيف و ناتوانند، مىآزمايد.
تواضع و فروتنى انبيا
موسى بن عمران با برادرش هارون بر فرعون وارد شدند؛ در حالى كه لباسهاى پشمين به تن داشتند و در دست هر كدام عصايى بود؛ با او شرط كردند-/ كه اگر تسليم فرمان پروردگار شود-/ حكومت و ملكش باقى بماند و عزّت و قدرتش دوام يابد، امّا او گفت:
«آيا از اين دو تعجّب نمىكنيد؟ كه با من شرط مىكنند بقاى ملكودوام عزّتم بستگى به خواسته آنها داشته باشد، در حالى كه خودشان فقر و بيچارگى از سر و وضعشان مىبارد (اگر راست مىگويند) چرا دستبندهايى از طلا به آنها داده نشده است؟» اين سخن را فرعون به خاطر بزرگ شمردن طلا و جمع آورى آن
[١]. سوره مؤمنون، آيات ٥٥ و ٥٦.