نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١ - خلقة الجرادة
و عضلات و اعضايى كه براى حفظ اين دستگاه آفريده و آنچه در سر اوست يعنى چشمها و گوشهايش، انديشه نمايى، در تعجّب فرو رفته و به شگفتى خلقتش اعتراف خواهى كرد و از توصيف آن به زحمت خواهى افتاد! (و خواهى گفت) خداوندى كه مورچه را بر روى دست و پايش برقرار و پيكره وجودش را با استحكام خاصّى بنا گذارد، از همه چيز برتر و بالاتر است. هيچ آفرينندهاى در آفرينش اين حشره با او شركت نداشته! ... و هيچ قدرتى در آفرينش آن وى را يارى نكرده. اگر طريق و راههاى خرد را بپيمايى تا به آخر برسى، همه دلايل به تو مىگويند كه: آفريننده اين مورچه كوچك همان آفريدگار درخت عظيم الجثه خرماست، زيرا با تمام تفاوتهايى كه دارند، هر دو ساختمانشان دقيق و پيچيده است (و به هر حال) موجودات بزرگ و كوچك، سنگين و سبك، توانا و ناتوان همه در خلقتش يكسانند (و در برابر قدرت او بى تفاوت).
آفرينش آسمان و جهان
همين گونه است آفرينش آسمان و هوا و باد و آب، اكنون به خورشيد و ماه، گياه و درخت، آب و سنگ و اختلاف اين شب و روز و جريان درياها و كوههاى فراوان و بلندى قلّهها و تفرّق و جدايى اين لغات و زبانهاى گوناگون بنگر؛ (تا خدا را بشناسى) واى بر آن كسى كه ناظم و مدبّر اينها را انكار كند، گروهى مىپندارند كه آنها همچون گياهند و زارعى ندارند و براى اشكال گوناگون آنها آفرينندهاى نيست.
اينها براى ادّعاى خود دليلى اقامه نكردهاند و براى آنچه در مغز خود پرورانده تحقيقى به عمل نياوردهاند.
آيا ممكن است ساختمانى بدون سازنده و يا حتّى جنايتى بدون جنايتگر پديد آيد؟
آفرينش ملخ
و اگر خواهى درباره ملخ بينديش كه خداوند براى او دو چشم سرخ، دو حدقه، همچون ماه تابان و گوش پنهان، آفريده و دهانى به تناسب خلقتش به او داده، حواسّى نيرومند و دو دندان كه با آنها (شاخههاى گياهان و برگهاى درختان را) چيده و جدا مىكند و دو وسيله همچون داس كه با آنها خوراكش را جمع آورى مىنمايد. كشاورزان براى زراعت خود از آنها مىترسند و قادر بر دفعشان نيستند،