نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧ - اندرز به مردم
اى مردم! به خدا سوگند من شما را به هيچ طاعتى وادار نمىكنم، مگر اين كه پيش از شما خودم به آن عمل مىكنم و شما را از معصيتى نهى نمىكنم، مگر اين كه خودم پيش از شما از آن كنارهگيرى مىنمايم.
خطبه ١٧٦
كه در آن مردم را موعظه و فضايل قرآن را بيان و از بدعتگذارى نهى كرده است
اندرز به مردم
از آنچه خداوند بيان فرموده است بهره بگيريد؛ از موعظه و اندرزهاى خدا پند بپذيريد و نصيحتهاى او را قبول كنيد، زيرا خداوند با دليلهاى روشن راه عذر را به روى شما بسته و حجّت را بر شما تمام كرده است؛ اعمال و كردارى را كه دوست دارد برايتان بيان نموده و آنچه را كه منفور مىدارد براى شما شرح داده است، تا از آنها تبعيّت كنيد و از اينها دورى گزينيد؛ چه اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله همواره مىفرمود:
«بهشت در لا به لاى ناراحتيها و دوزخ در لا به لاى شهوات پيچيده شده است».
نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان ؛ ترجمه ؛ ص٣٨٧
آگاه باشيد! هيچ طاعتى نيست جز اين كه طبع انسان از انجام آن ناراحت است و هيچ كدام از گناهان و معاصى يافت نمىشود، جز اين كه با تمايلات و غرايز حيوانى انسان سازگار است! بنابراين رحمت خداوند بر كسى باد كه از شهواتش خوددارى كند و هوسهاى سركش نفس را ريشه كن سازد، زيرا مشكل ترين كار جلوگيرى از همين نفس سركش است كه هميشه ميل به معصيت و گناه دارد.
اى بندگان خدا! بدانيد كه مؤمن صبح و شام به خويش بدگمان است؛ همواره از خود عيب مىگيرد و طالب تكامل و افزايش كار نيك از خويش مىباشد، بنابراين همچون پيشينيان و گذشتگان خود، كه پيشاپيش شما بودند باشيد، آنها به مسافرى مىماندند كه عمودهاى خيمه زندگى را برگرفته و طىّ طريق مىنمودند (آنها با اعمال پاك خويش و ترك وابستگى به زرق و برق دنياى مادّى همواره آماده سفر به سراى ديگر بودند).