نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٥ - نامه ١
نامه هاى اميرمؤمنان على عليه السّلام
نامه ١
به اهل كوفه هنگام حركت از مدينه به سوى بصره
از بنده خدا اميرالمؤمنين (على عليه السلام) به اهل كوفه، گروه ياران شرافتمند و بلندپايگان عرب!
امّا بعد: من از جريان «عثمان» آن چنان شما را آگاهى دهم كه شنيدن آن همچون ديدن باشد. مردم به او عيب گرفتند و طعنه زدند و من يكى از مهاجران بودم كه بيشتر براى رضايتش (در راه خدا) مىكوشيدم و كمتر سرزنشش مىنمودم، ولى «طلحه» و «زبير» آسانترين فشارى كه بر او وارد مىكردند همانند تند راندن شتر بود و خواندنهاى ناراحت كننده (كه هر چه زودتر خسته شود) و از ناحيه «عايشه» نيز (عثمان) بطور ناگهانى مورد غضب قرار گرفت.
سرانجام عدّهاى به تنگ آمدند و او را كشتند و مردم بدون اكراه و اجبار، بلكه با اختيار و رغبت؛ با من بيعت نمودند.
آگاه باشيد! سراى هجرت (مدينه)، اهل خويش را بيرون رانده و آنها هم از آن فاصله گرفتهاند؛ (مدينه) همچون ديگى در حال غليان است و فتنه بپا خاسته.
بنابراين به سوى امير و فرمانده خود بشتابيد و به جهاد دشمنان خويش مبادرت ورزيد؛ به خواست خداوند بزرگ.