نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٧ - خطبه ٤٧
خطبه ٤٦
كه هنگام حركت به سوى شام ايراد فرموده است
خداوندا! از رنج سفر به تو پناه مىبرم!
خداوندا! به تو پناه مىبرم از رنج و مشقّت سفر، و اندوه بازگشتن، و مواجه شدن با منظره سوء در خانواده و فرزند و مال!
پروردگارا! تو در سفر همراه ما، و نسبت به بازماندگان از ما، در وطن سرپرست و نگاهبانى و جمع ميان اين دو را هيچ كس جز تو توانايى ندارد، زيرا آن كس كه به جاى انسان سرپرست بازماندگان مىشود همسفر نتواند بود، و آن كس كه همسفر است، سرپرست و جانشين انسان نمىتواند باشد.
سيّد رضى رحمه الله مىگويد: قسمت اوّل اين سخن از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است و امير مؤمنان على عليه السلام آن را با چند جمله بليغ و رسا تتميم كرده است.
خطبه ٤٧
كه در مورد كوفه فرموده است
اى كوفه! گويا تو را مىنگرم كه همانند چرمهاى بازار عكاظ كشيده مىشوى. زير پاى حوادث لگدكوب و پايمال مىگردى، و پيش آمدهاى تكان دهنده تو را فرا خواهد گرفت.
و من مىدانم هر ستمگرى نسبت به تو قصد سوء كند، خداوند او را به گرفتارى خود مشغول، و به دست قاتلى مىسپارد!