نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٧ - خطبه ٢٢٨
خطبه ٢٢٧
كه در آن از خداوند تقاضاى هدايت به خير و سعادت مىكند
پروردگارا! تو براى دوستانت مأنوسترين مونسهايى و براى توكّل كنندگانت بهترين برطرف كننده مشكلاتى. درون دل آنان را مىدانى و از اسرار ضميرشان آگاهى و از اندازه ديد چشمانشان با خبرى.
اسرار آنها برايت مكشوف و قلوبشان به تو متوجّه است و اگر غربت آنان را به وحشت اندازد، ياد تو مونس تنهايى آنهاست و اگر مصائب و مشكلات بر آنان فرو بارد به تو پناه مىآورند، چه اين كه مىدانند زمام امور به دست توست و سرچشمه آنها به فرمان تو!
پروردگارا! اگر از بيان خواسته خود عاجز شوم! و يا در پيدا كردن راه و رسم درخواست خود نابينا گردم، تو مرا بر مصالح خويش راهنمايى كن! و قلبم را به سوى آنچه رشد و صلاح من است، رهبرى فرما كه اين كار از هدايتهاى تو ناشناخته و به دور نيست و برآوردن چنين خواسته هايى براى تو تازگى ندارد.
پروردگارا! با عفو و بخشش خود با من رفتار كن، نه با عدل و دادگريت!
خطبه ٢٢٨
كه به بعضى از اصحابش اشاره مىكند
خداوند به او خير دهد! كه كژيها را راست كرد و بيماريها را مداوا نمود؛ سنّت را به پاداشت و فتنه را پشت سرگذاشت، با جامهاى پاك و كم عيب از اين جهان رخت بربست و به خير و نيكى آن رسيد، از شرّ و بدى آن رهايى يافت! وظيفه خويش را نسبت به خداوند انجام داد و آنچنان كه بايد از مجازات او مىترسيد!
خود رفت و مردم را بر سر چند راهى باقى گذاشت كه نه گمراهان در آن هدايت مىيافتند و نه