نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧ - خطبه ١٢٨
ما هم از آنها پيمان گرفتيم كه از قرآن تجاوز نكنند (ولى متأسّفانه) آنها عقل (و ايمان) خويش را از دست دادند، حق را ترك كردند در حالى كه خوب آن را مىديدند، امّا جور و ستم با هوسهاى آنها سازگار بود، لذا با آن همراه شدند.
در حالى كه پيش از اين كه آنها آن داورى ظالمانه و آن رأى پليد را ابراز دارند با آنها شرط كرده بوديم كه به عدالت داورى كنند وحق را در نظر داشته باشند.
خطبه ١٢٨
كه در آن از حوادث عظيمى كه در شهر بصره واقع مىشود، پيشگويى مىكند
اى «احنف» گويا من او را مىبينم كه با لشكرى بدون غبار و سر و صدا و بدون حركات افسارها و شيهه اسبان به راه افتاده، زمين را زير قدمهاى خود همچون قدم شترمرغان گرفتهاند.
شريف رضى رحمه الله مىگويد: اين سخن امام اشاره به «صاحب زنج» مىباشد.
سپس امام عليه السلام فرمود:
واى بر كوچههاى آباد و خانههاى تزيين يافته شما كه بالهايى همانند بالهاى كركسان و خرطومهايى همچون خرطومهاى پيلان دارند! (اشاره به بالكنهاى زيبا و ناودانهاى بزرگ قصرها و عمارتهاى بصره است).
واى بر آنها كه بر كشتگانشان گريه نمىشود و از گمشده شان جستجو نمىگردد، من دنيا را به رو افكندهام و چهرهاش را به خاك ماليدهام و آن را درست اندازه گرفتهام و با چشم خودش به آن نگريستهام.
قسمت ديگرى از اين كلام درباره تركهاى مغول مىباشد
گويا قومى را مىنگرم كه چهره هاشان همچون سپرهاى چكش خورده است، ديباج و حرير مىپوشند؛ اسبهاى اصيل را يدك مىكشند و آنچنان دستشان در كشتار باز است كه مجروحان از روى بدن كشتگان حركت مىكنند و فراريان از اسيرشدگان كمترند.