نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣٣
٣٧٨- بخل جامع تمام عيبهاست و اين افسارى است كه انسان را به سوى هر بدى مىكشاند.
٣٧٩- اى فرزند آدم! روزى دو گونه است: يكى آن كه تو در جستجوى آن هستى و ديگر آن كه تو را مىجويد كه اگر به دنبال آن نروى به سراغ تو مىآيد. بنابراين فكر و اندوه سال آينده را بر فكر و اندوه امروز اضافه مكن! كه رسيدگى به مشكلات هر روز براى آن روز كافى است، اگر سال آينده جزء عمرت باشد، خداوند هر روز تازه، روزى تازه مىدهد و اگر از عمرت نيست، چرا غم و اندوه چيزى بخورى كه مربوط به تو نيست.
(بدان) كسى پيش از تو به روزى تو نمىرسد و آن را از دست تو بيرون نتواند آورد و آنچه براى تو مقدّر شده، هرگز تأخير نخواهد كرد.
شريف رضى رحمه الله مىگويد: اين سخن در همين باب (تحت شماره ٢٦٧) گذشت ولى چون در اينجا واضحتر و مشروحتر بود، آن را بر اساس روشى كه در آغاز كتاب تذكّر داديم، آورديم:
٣٨٠- بسيار بودند كسانى كه در آغاز روز زنده بودند، امّا روز را به پايان نبردند و چه بسا كسانى كه در آغاز شب زندگيشان مورد غبطه مردم بود، امّا پايان همان شب، عزاداران به سوگشان نشستند.
٣٨١- سخن؛ مادام كه نگفتهاى در اختيار توست امّا همين كه از دهان خارج شد، تو در اختيار آن خواهى بود، بنابراين زبانت را همچون طلا و نقرهات، نگهدار زيرا بسيار شده كه يك كلمه نعمت بزرگى را از انسان سلب كرده و يا بلا و دردسرى مهم فراهم ساخته است.
٣٨٢- آنچه نمىدانى مگو! بلكه همه آنچه را كه مىدانى نيز مگو، زيرا خداوند بر اعضا و جوارح تو واجباتى قرار داده كه در قيامت از آنها بازخواست خواهد كرد (اشاره به اين كه بعضى از سخنان اظهارش ممكن است مفسده آفرين و يا افشاى اسرار مؤمنى باشد).
٣٨٣- از آن بر حذر باش كه خداوند تو را نزد معصيتهايش حاضر ببيند و نزد طاعات غايب، كه از زيانكاران خواهى بود، اگر (قرار است) قدرتمند باشى، بر اطاعت خداوند قوى باش و اگر بنا است ضعيف و ناتوان باشى در برابر معصيت پروردگار ضعيف و ناتوان باش.
٣٨٤- اعتماد به دنيا با توجّه به آنچه با چشم خود (از تحوّلات آن) مشاهده مىكنى، جهل و نادانى است و كوتاهى در حسن عمل با اين كه اطمينان به پاداش دارى غبن و خسارت است و اطمينان به هركس، قبل از آزمايش و امتحان او دليل عجز و ناتوانى توست.
٣٨٥- براى پستى دنيا (دنياى پر زرق و برق فريبنده) همين بس، كه تنها محلّ معصيت خدا