نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٥ - خطبه ٢١٣
خطبه ٢١٣
كه در آن از مجد و عظمت خداوند سخن به ميان آورده
ستايش مخصوص خداوندى است كه از شباهت به مخلوقات والاتر است و از توصيف واصفان بالاتر، بر همه ناظران و بينايان به وسيله تدبير شگفت آورش آشكار و با جلال و عزّتش از فكر متفكّران پنهان، داناست امّا نه اين كه معلوماتش اكتسابى باشد و بر آن افزوده گردد و نه اين كه از كسى فرا گيرد، تقدير و اندازه جميع امور به دست اوست، بدون اين كه نياز به تفكّر و يا رجوع به ضمير و وجدان داشته باشد، خداوندى كه تاريكيها نمىتواند برايش ستر و پوششى گردد (كه نتواند اشيا را ببيند) و براى ديدن موجودات نياز به استفاده از نور ندارد، شب وى را نمىپوشاند و روز بر او جريان ندارد. نه اشيا را با حس بينايى درك مىكند و نه علم و دانشش از طريق اخبار و آگاهى بدست مىآيد!
قسمت ديگرى از اين خطبه درباره پيامبر صلى الله عليه و آله
او را با نور و روشنايى فرستاد و از ميان مخلوقش برگزيد و بر همه مقدّم داشت؛ پراكندگيها را به وسيله او از بين برد و اتّحاد و الفت ايجاد فرمود (مفاسد را ريشه كن و به جاى آن مصالح گذاشت)، شورشى بر ضدّ زورمندان به دست آن حضرت به وجود آورد (تا همه سر تسليم فرود آوردند) مشكلات و صعوبتها را به وسيله او خاضع و ناهمواريها را به دست وى هموار ساخت، تا آن جا كه ضلالت و گمراهى را از چپ و راست (هرسو) عقب راند.
خطبه ٢١٤
كه در آن از صفات اصيل پيامبر صلى الله عليه و آله و اوصاف دانشمندان و پند و اندرز به تقوا سخن به ميان آورده
گواهى مىدهم كه خداوند عادل است و دادگر و حاكمى است جدا كننده حق از باطل و نيز گواهى مىدهم كه «محمّد صلى الله عليه و آله» بنده و فرستاده او و سرور مخلوقات است.
هر زمان خدا انسانها را به دو بخش تقسيم كرد، نور وجود آن حضرت را در بهترين آن دو به وديعه نهاد، ناپاكدامنان در او سهمى و فاجران و گناهكاران در او هيچ دخالتى نداشتند.