نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩ - خطبه ١٣٤
و نيز قسمت ديگرى از اين خطبه درباره دنيا
دنيا منتهاى ديد كوردلان است كه در ماوراى آن چيزى نمىبينند، امّا شخص بصير ديدش در آن نفوذ مىكند و از آن مىگذرد و مىداند كه سراى جاويدان در وراى آن است. بنابراين شخص بصير در دنيا آماده كوچ است.
و كوردل چشمش را به آن دوخته؛ بينايان از آن زاد و توشه برمى گيرند و نابينايان براى آن زاد و توشه مىاندوزند.
اندرز به مردم
قسمت ديگر اندرز به مردم
آگاه باشيد، در دنيا چيزى نيست مگر اين كه صاحبش به زودى از آن سير و ملول مىشود، جز حيات و زندگى كه انسان در فقدان آن راحتى احساس نمىكند و اين همانند حكمت و دانش است كه حيات قلبهاى مرده محسوب مىشود و بينايى براى چشمهاى نابيناست و شنوايى براى گوشهاى ناشنوا، و براى تشنگان آبى است گوارا، در آن همه سلامت و بى نيازى است.
اين كتاب خداست كه با آن مىتوانيد حقايق را ببينيد و با آن سخن گوييد و به وسيله آن بشنويد، درباره خدا سخنى به خلاف نگفته و كسى كه با آن مصاحبت كند وى را از خدا جدا نمىسازد.
(گويا) ميان خود توافق بر خيانت و كينه ورزى نمودهايد و همچون مزبلهاى كه گياه بر آن مىرويد آثارش در ميان شما ظاهر شده، در دوستى و دلبستگى به آرزوها با هم متّفق شدهايد و در كسب ثروت به دشمنى پرداختهايد، شيطان شما را در سرگردانى انداخته و غرور براى شما هلاكت به بار آورده، خداى را براى خود و براى شما به يارى مىطلبم.
خطبه ١٣٤
هنگامى كه «عمر» با امام براى رفتن به جنگ روم مشورت كرد، چنين فرمود:
خداوند به پيروان اين دين وعده داده و بر عهده گرفته كه اسلام را سربلند و نقاط ضعف آنها را برطرف سازد.