نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤١ - توصيه به وارستگى و تقوا
و درباره آنچه خداوند تعجيل آن را لازم ندانسته شتاب مكنيد ... زيرا آن كس از شما كه در بستر خويش بميرد، ولى به طور شايسته معرفت خدا و پيامبر و اهل بيتش را داشته باشد، «شهيد» از دنيا رفته و اجر و پاداشش بر خداست و ثواب اعمال شايستهاى را كه قصد انجام آن را داشته است مىبرد و نيّتش، جانشين ضربات شمشيرش قرار مىگيرد، (اين سخن را به اين خاطر مىگويم كه) هر چيزى وقت مشخّصى دارد و سرآمدى معيّن.
خطبه ١٩١
كه در آن پس از حمد خداوند و ثناى بر پيامبر، توصيه به زهد و تقوا مىكند
ستايش ويژه خداوندى است كه حمد و ثنايش همه جا را گرفته، سپاهش پيروز و مجد و عظمتش متعالى است.
او را به خاطر نعمتهاى پى در پى و به هم پيوسته و عظيمش مىستايم؛ همان خداوندى كه حلمش زياد است و عفو مىكند و در همه فرمانهايش دادگر و از گذشته و آينده مطّلع است، با دانش نا محدودش جهانيان را هستى بخشيده و با حكمتش آنها را به وجود آورده؛ بدون اينكه در اين راه از كسى پيروى كند و يا دانش و تجربهاى آموزد و يا از نمونه و مانندى كه از شخص حكيمى صادر گردد تبعيّت نمايد؛ در اين طريق خطا و اشتباهى برايش پيش نيامده و نيز به هنگام خلقت جمعيّتى حضور نداشتهاند (تا با همكارى و مشاوره با آنان خلقت را تحقّق بخشد).
پيامبر بزرگ
گواهى مىدهم كه «محمّد صلى الله عليه و آله» بنده و فرستاده اوست، وى را زمانى مبعوث ساخت كه مردم در غرقاب گناه و جهالت سخت فرو رفته بودند و در حيرت و سرگردانى به سر مىبردند. افسار هلاكت، آنها را مىكشيد و پرده هاى ضلالت و گمراهى چهره عقلشان را پوشيده بود و بر جان و دلشان قفل زده شده بود.
توصيه به وارستگى و تقوا
اى بندگان خدا! شما را به تقوا و پرهيزكارى سفارش مىكنم، زيرا آن حقّ خداوند بر شماست و خود موجب حقّ شما بر خداوند خواهد بود، (كه در پرتو آن استحقاق پاداش خواهيد يافت)