نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٧ - وحى
نه مهاجران و نه انصار به يارى شما نخواهند آمد (زيرا اينان در پرتو اسلام به كمك شما بر مىخيزند) و راهى جز زد و خورد با شمشير نخواهيد داشت تا اين كه خداوند بين شما حكم نمايد.
مثلهاى (قرآن) در مورد عذاب و كيفرهاى خداوند و سرگذشت كسانى كه مورد خشم او قرار گرفتند در اختيار شماست. بنابراين در رفع تهديدهاى الهى به خاطر جهالت يا سستى در برابر خشم او و يا اطمينان به عدم فرو فرستادن عذابش كندى مورزيد. خداوند، مردم قرون پيشين را از رحمت خود دور نساخت، جز به خاطر اين كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك كردند، خداوند افراد سفيه را به خاطر گناه و افراد عاقل و دانا را به خاطر ترك نهى از منكر از رحمت خود به دور داشت.
به هوش باشيد! شما قيد و بند اسلام را قطع، حدود آن را معطّل و احكام آن را به دست نابودى سپردهايد. بدانيد! خداوند مرا به نبرد با سركشان و پيمانشكنان و مفسدان در زمين امر فرموده است: امّا «ناكثين» (پيمان شكنان) من با آنها نبرد كردم، امّا «قاسطين» (متجاوزان) با آنها جهاد نمودم و امّا «مارقين» (خارج شوندگان از دين) آنان را بر خاك مذلّت نشاندم و امّا شيطان ردهه (ذوالثديه رئيس خوارج) با صاعقهاى كه قلبش را به تپش درآورد و سينهاش را به لرزه انداخت كارش تمام شد، تنها تعداد محدودى از ستمگران و سركشان باقى ماندهاند، كه اگر خداوند مرا باقى بگذارد با حمله ديگرى نابودشان خواهم كرد و دولت و حكومت حق را به جاى آنها بر قرار خواهم كرد، جز افراد قليلى كه در اطراف بلاد پراكنده شده و از دسترس من خارج باشند.
وحى
من در دوران نوجوانى، بزرگان و شجاعان عرب را به خاك افكندم و شاخههاى بلند درخت قبيله «ربيعه» و «مضر» را در هم شكستم، شما به خوبى موقعيّت مرا از نظر خويشاوندى و قرابت نزديك و منزلت و مقام ويژه نسبت به رسول خدا صلى الله عليه و آله مىدانيد، او مرا در دامن خويش پرورش داد؛ من كودك بودم، او (همچون فرزندش) مرا در آغوش خويش مىفشرد و در استراحتگاه مخصوص خويش جاى مىداد، بدنش را به بدنم مىچسبانيد و بوى پاكيزه او را استشمام مىكردم، غذا را مىجويد و در دهانم مىگذاشت.
هرگز دروغى در گفتارم نيافت و اشتباهى در كردارم پيدا ننمود.
از همان زمان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را از شير باز گرفتند، خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خويش را مأمور ساخت تا شب و روز وى را به راههاى بزرگوارى و درستى و اخلاق نيك جهانى سوق دهد.
و من همچون سايهاى به دنبال آن حضرت حركت مىكردم و او هر روز نكته تازهاى از اخلاق نيك را براى من آشكار مىساخت و مرا فرمان مىداد كه به او اقتدا كنم،