نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩٩ - و من كتاب له (ع) (٥٧)
نامه ٥٦
به «شريح بن هانى» زمانى كه وى را به عنوان فرماندهى لشكر به سوى شام فرستاد
در هر صبح و شام به ياد خدا باش و از خدا بترس، از دنياى فريب دهنده بر خويشتن خائف باش و در هيچ حال از آن ايمن مباش، بدان اگر خويشتن را از بسيارى از چيزهايى كه دوست مىدارى به خاطر ترس از ناراحتيهاى آن باز ندارى، هوا و هوسها تو را به زيانهاى فراوانى خواهند رساند، بنابراين در برابر هوسهاى سركش مانع و رادع و به هنگام خشم و غضب بر نفس خويش، شكننده و غالب باش!
نامه ٥٧
به «اهل كوفه»، هنگام حركت از «مدينه» به سوى «بصره»
امّا بعد! من از اين سرزمين و قبيلهام خارج شدم، در حالى كه از دو حال بيرون نيست يا ستمكارم و يا مظلوم، يا متجاوزم و يا بر من تجاوز رفته است، لذا من به تمام كسانى كه نامهام به آنها مىرسد به خاطر خدا تأكيد مىكنم، فوراً به سوى من حركت كنند تا اگر نيكوكارم ياريم دهند و اگر گناهكارم مانع كار من شوند. (اين سخن را امام عليه السلام در اينجا براى اين خاطر به مردم كوفه گفت كه سمپاشيها را خنثى كند و بر آنها اتمام حجّت نمايد كه در هر حال به سوى او بروند و در ميدان «جمل» حاضر شوند).