نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٧ - اوصاف بهشت
اوصاف بهشت
اگر با چشم دلت به آنچه از بهشت براى تو توصيف مىشود نظر اندازى؛ روحت از موجودات بديعى كه در دنيا پديدار گشته، از شهوات و لذّاتش و زخارف و زيورهاى ديدنيش كنارهگيرى خواهد كرد و فكرت در ميان درخت هايى كه شاخه هايشان همواره به هم مىخورد و ريشههاى آنها در دل تپه هايى از مشك بر سواحل نهرهاى بهشت فرو رفته، متحيّر مىگردد و انديشه ات در خوشه هايى از لؤلؤهاىتر كه به شاخههاى كوچك و بزرگ محكمش آويخته و همچنين پيدايش ميوههاى گوناگون كه از درون غلافهاى خود سر برون كرده، واله و حيران مىشود؛ اين ميوهها به آسانى و مطابق دلخواه هركس چيده مىشود، ميزبانان بهشتى از آنان كه ميهمان بهشتند و در جلو قصرهاى آن فرود آمدهاند، با عسلهاى مصفّا و شرابهاى پاكيزه كه مستى نمىآفريند پذيرايى مىكنند؛ اين (ميهمانان) گروهى هستند كه تقوا و شخصيّت خود را تا پايان عمر حفظ كرده، لذا از ناراحتىهاى نقل و انتقال سفرهاى (مرگ و برزخ) ايمن بودهاند.
اى شنونده! اگر قلب خويش را به مناظر زيبايى كه در آنجا به آن مىرسى مشغول دارى، روحت با شوق فراوان به سوى آنها پرواز خواهد كرد و هم اكنون از اين مجلس من با عجله به همسايگى اهل قبور خواهى شتافت. خداوند ما و شما را به لطف و رحمت خود از كسانى قرار دهد كه با دل و جان براى رسيدن به سر منزل نيكان كوشش مىكنند.
تفسير بعضى از لغات پيچيده اين خطبه
شريف رضى رحمه الله مىگويد: «يَؤُرُّ بِمَلاقِحِه» الْأَرُّ كنايه از نكاح و آميزش است. هنگامى گفته مىشود «ارَّ الرّجُلُ الْمَرْأةُ يَؤُرُّها» كه با همسرش همبستر شود، و اين فرمايش امام عليه السلام «كأنَّهُ قَلْعُ دارِيّ عَنَجُهُ نُؤْتيَةُ» بايد توجّه داشت «قَلْع» بادبان كشتى است و «دارىّ» منسوب به «دارين» شهرى است در كنار دريا كه از آنجا عطريّات مىآورند (و بادبانهايش معروف است) و «عَنَجَه» به معناى كشيدن به سوى خويش است «عَنَجتُ النّاقَةَ اعنُجُها» يعنى آن را به سوى خود كشيدم و «النؤتى» به معناى «كشتيبان» است و امّا تعبير «ضَفَّتى جُفُونِه» منظور دو طرف پلكهاى چشم است. زيرا «ضَفَتان» به معناى دو طرف مىباشد و اين كه مىفرمايد: «وَ فِلَذَا الزَّبَرْجَد» بايد دانست كه «فِلَذَ» جمع «فلذة» به معناى قطعه است، يعنى قطعههايى از زبرجد و امّا تعبير به «كَبائِسِ اللُّؤْلُؤْ الرّطْبِ» به معناى خوشههاى لؤلؤ تر همچون خوشههاى خرماست زيرا «الكَباسَةَ» به معناى خوشه و «العساليج» جمع «عُسلُوج» به معناى شاخه است.