نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١ - رسالت پيامبران براى استخراج گنجهاى عقول
و شياطين آنها را از معرفت خدا باز داشته و از عبادت و اطاعتش آنها را جدا نموده بودند، پس پيامبرانش را در ميان آنها مبعوث ساخت، و پى در پى رسولان خود را به سوى آنان فرستاد، تا پيمان فطرت را از آنان مطالبه نمايند و نعمتهاى فراموش شده را به ياد آنها آورند و با ابلاغ دستورات خدا حجّت را بر آنها تمام كنند، گنجهاى پنهانى عقلها را آشكار سازند؛ و آيات قدرت خداى را به آنان نشان دهند: آن سقف بلند پايه آسمان كه بر فراز آنها قرار گرفته، و اين گاهواره زمين كه در زير پاى آنها گسترده، و وسائل معيشتى كه آنها را زنده نگه مىدارد، و اجلهايى كه آنها را فانى مىسازد و مشكلات و رنجهايى كه آنها را پير مىكند، و حوادثى كه پى در پى بر آنان وارد مىگردد، (همه اينها را به آنها گوشزد كنند).
خداوند هرگز بندگان خود را، از پيامبران مرسل، و كتب آسمانى و يا دليلى قاطع و يا راهى صاف و مستقيم خالى نگذارده، پيامبرانى كه كمى نفراتشان و فراوانى دشمنان و تكذيب كنندگان؛ هرگز آنها را در انجام وظايف خود به كوتاهى وادار نمىكرد؛ پيامبرانى كه بعضى بشارت به ظهور پيغمبر آينده دادند، و بعضى به خاطر پيامبر پيشين شناخته شده بودند.
عصر بعثت محمّد صلى الله عليه و آله
به همين حال قرنها گذشت، و روزگاران سپرى شد؛ پدران در گذشتند و فرزندان جانشين آنها گرديدند، تا اينكه خداوند سبحان، براى وفاى به وعده خود، و كامل گردانيدن نبوّت، محمّد صلى الله عليه و آله رسول خويش را مبعوث ساخت؛ كسى كه از همه پيامبران براى بشارت به آمدنش پيمان گرفته شده بود، نشانه هايش مشهور و ميلادش پسنديده بود، در آن روز (كه او اقدام به جهان گذارد) مردم زمين داراى مذاهب پراكنده و خواستههاى ضد و نقيض، و جمعيّتهايى متشتّت بودند، عدّهاى خداى را به مخلوقش تشبيه مىكردند، گروهى ملحد بودند، و جمعى معبودهاى ديگرى غير از خداى يگانه داشتند؛ امّا او آنها را از گمراهى نجات داد و هدايت نمود، و با موقعيّت خود آنان را از جهالت نجات بخشيد.
سپس خداى سبحان لقاى خويش را براى محمّد صلى الله عليه و آله اختيار كرد و آنچه را نزد خود داشت؛ براى او پسنديد، او را با انتقال از دنيا گرامى داشت، و از گرفتارى با مشكلات نجات داد، وى را در نهايت احترام قبض روح كرد و به سوى خويش فرا خواند- درود خدا بر او و خاندانش باد- او هم آنچه را كه انبياى پيشين براى امّت خود گذارده بودند، در ميان امّت خويش به جاى گذاشت، (كتاب خدا و اوصياى خويش را ميان آنان قرار داد) زيرا آنها هرگز امّت خود را مهمل و بى سرپرست رها نساختند و بدون اينكه راهى روشن و دانشى پايدار به آنها بدهند از ميان آنان بيرون نرفتند.