نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٣ - و من خطبة له (ع) (٢٣٢)
خطبه ٢٣١
كه در «ذى قار» هنگام حركت به سوى «بصره» ايراد فرمود، «واقدى» اين خطبه را
در كتاب «الجمل» آورده است.
پيامبر صلى الله عليه و آله براى انجام فرمان خداوند قيام كرد و رسالتهاى پروردگارش را ابلاغ نمود؛ به وسيله او شكافهاى اجتماعى را پر كرد و فاصله ها را پيوستگى بخشيد و بين خويشاوندان يگانگى برقرار ساخت؛ بعد از آن كه آتش دشمنى در سينه ها و كينههاى برافروخته در دلها جايگزين شده بود.
خطبه ٢٣٢
«عبداللّه بن زمعه» كه از شيعيان آن حضرت بود، به هنگام خلافتش نزد امام آمد
و از او درخواست مالى كرد، امام عليه السلام سخنان ذيل را در پاسخش فرمود
اين ثروت نه مال من است و نه از آن تو!؛ غنيمتى است مربوط به مسلمانان كه با شمشيرهاشان به دست آوردهاند؛ اگر تو در نبرد همراهشان بودهاى سهمى همچون سهم آنان دارى! وگرنه دستچين آنهابراى غير دهان آنان نخواهد بود!
خطبه ٢٣٣
اين سخن را هنگامى فرمود كه «جعدة بن هبيره» نتوانست در منبر سخن بگويد،
اين سخن درباره فضايل اهل بيت عليهم السلام و اوضاع نابسامان عصر او مىباشد.
آگاهباشيد! زبان پاره گوشتى استاز اين پيكر انسان؛ هر گاه آمادگى در انسان نباشد، زبان هم ياراى نطق ندارد