نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٧ - خطبه ١٤٦
خطبه ١٤٥
كه درباره ناپايدارى دنيا ايراد فرموده است
دنياى فانى
اى مردم! شما در اين جهان هدف تيرهاى مرگ هستيد. همراه هر جرعهاى اندوهى و در هر لقمهاى امكان گلوگير شدنى است. به هيچ نعمتى نمىرسيد جز اين كه نعمت ديگرى را از دست مىدهيد! و روزى از عمر شما نمىگذرد مگر اين كه يك روز به مرگ نزديكتر مىشويد، هركس هربار غذايى مىخورد از آن روزى كه برايش تعيين شده به همان مقدار كاسته مىگردد، و هيچ اثرى از او به وجود نمىآيد، جز اينكه اثر ديگرى از او مىميرد؛ چيزى براى او تازه نمىشود، جز اين كه تازهاى از او كهنه مىگردد، و هيچ چيز براى او نمىرويد، مگر اينكه چيزى از او درو مىشود (فرزندى برايش متولّد مىشود امّا پدرى را از دست مىدهد) اصول و ريشههاى ما درگذشتند و ما كه ماندهايم فروع و شاخههاى آنهاييم! راستى فروع و شاخه، چه بقايى بعد از رفتن ريشه دارد؟
قسمت ديگرى از اين خطبه در نكوهش از بدعتها
هيچ بدعتى ايجاد نمىشود، مگر اين كه با آن سنّتى متروك مىگردد. بنابراين از بدعت بپرهيزيد و ملازم راه راست و جاده آشكار باشيد، امور اصيل پيشين (و آيين پاك حق) كه صحّت و درستى آن مورد ترديد نيست، برترين امور است و بدعتها بدترين كارهاست.
خطبه ١٤٦
پس از مشورت عمر بن خطاب در اين كه شخصاً براى جنگ با ايران حركت كند؛ (به خاطر حفظ موجوديت اسلام و مسلمين) به او فرموده است
پيروزى و شكست اين امر (اسلام) بستگى به فزونى و كمى جمعيّت نداشته، اين دين خدا است كه آن را پيروز ساخت و سپاه اوست كه آن را آماده و يارى كرد تا به آنجا كه بايد برسد رسيد و به هر جا كه بايد طلوع كند. طلوع نمود، از ناحيه خداوند به ما وعده پيروزى داده شده و مىدانيم خداوند به وعده خود جامه عمل خواهد پوشانيد و سپاه خويش را يارى خواهد فرمود.