نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦١ - خطبه ٢٣٩
و شما نزديكترين فرد به آنچه دوست نداريد و از آن ناخشنوديد (ابوموسى) را به حكميّت انتخاب كرديد.
سر و كار شما با (امثال) عبداللّه بن قيس است، همان كسى كه ديروز مىگفت: «جنگ فتنه است، بند كمانها را ببريد و شمشيرها را در نيام كنيد!»
اگر راستگوست پس چرا خود بدون اجبار در ميدان نبرد شركت كرد و اگر دروغگوست پس متّهم است.
سينه «عمروعاص» را با مشت گره كرده «عبداللّه بن عباس» بشكنيد و از مهلت روزگار استفاده نماييد و مرزهاى دور اسلام را در اختيار بگيريد.
مگر نمىبينيد شهرهاى شما را ميدان نبرد كردهاند و سرزمين حيات و زندگى شما هدف تير دشمن قرار گرفته است؟!
خطبه ٢٣٩
كه در آن از آل محمّد صلى الله عليه و آله سخن به ميان آورده است.
آل محمّد صلى الله عليه و آله مايه حيات علم و دانشند و مرگ نادانى، حلمشان شما را از علم و دانششان آگاه مىسازد و ظاهرشان از باطنشان و سكوتشان از حكمت و منطقشان شما را مطّلع مىگرداند، هرگز با حق مخالفت نمىكنند و در آن اختلاف ندارند، آنها اركان اسلامند و پناهگاههاى مردم، به وسيله آنان حق به نصاب خود رسيد و باطل از جايگاه خويش ريشه كن گرديد و زبان باطل از بن بركنده شد.
دين را درك كردند، دركى توأم با فراگيرى و عمل؛ نه تنها شنيدن و نقل كردن! زيرا راويان علم فراوانند و رعايت كنندگان و عمل كنندگان آن كم!