نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٧ - نامه ١٩
و مهاجران نخستين، فضل و برترى خويش را يافته بودند، بنابراين شيطان را از خويش بهرهمند و راه او را در وجود خود باز مگذار، والسلام.
نامه ١٨
به «عبدالله بن عبّاس» فرماندار بصره
بدان «بصره» (امروز) جايگاه ابليس است و محلّ كشتزار فتنه، با اهل آن به نيكى رفتار كن و گِره وحشت و ترس از حكومت را از قلوبشان بگشاى (تا به راه آيند و احساس امنيّت كنند).
بدرفتارى تو با «بنىتميم» و خشونتت با آنها را به من گزارش دادهاند؛ طايفه بنىتميم همانها هستند كه هر گاه مردى نيرومند از دست دادهاند، نيرومند ديگرى در ميانشان چشم گشوده است و در نبرد و مبارزه در جاهليّت و در اسلام كسى از آنان پيشى نگرفته است، به علاوه آنها با ما پيوند خويشاوندى نزديك و قرابت دارند كه ما نزد خدا به وسيله صله رحم و پيوند با آنان مأجوريم و با قطع آن مؤاخذيم.
بنابراين اى ابوالعبّاس مدارا كن، اميد است خداوند در مورد آنچه بر زبان ودستت از خير و شرّ جارى شده تو را بيامرزد چرا كه هر دو در اين رفتار شريكيم! و سعى كن كه حسن ظن من نسبت به تو پايدار بماند و نظرم درباره تو دگرگون (و ضعيف) نشود. والسلام
نامه ١٩
به يكى از فرماندارانش
امّا بعد! دهقانان محلّ فرمانداريت از خشونت، قساوت، تحقير و سنگدلى تو شكايت آوردهاند