نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩١ - بر «صبر»، «يقين»، «عدالت» و «جهاد»؛
گويا توصيف جاهل است چرا كه آن برخلاف عاقل مىباشد.
٢٣٦- به خدا سوگند! اين دنياى شما در نظر من، از استخوان خنزيرى كه در دست شخص جذامى باشد پستتر است.
٢٣٧- گروهى خدا را از روى رغبت و ميل (به بهشت) پرستش مىكنند، اين عبادت تجّار است و گروهى او را از روى ترس مىپرستند، اين عبادت بردگان است و گروهى خدا را به خاطر شكر نعمتها (و اين كه شايسته عبادت است) مىپرستند، اين عبادت آزادگان است.
٢٣٨- زن همهاش بد است و بدتر از آن، اين كه وجود او لازم است. (بديهى است اين اشاره به زنان بى بند و بار و فاقد تعهّد و ايمان است وگرنه على عليه السلام در سخنانش بارها از زنان پاك و با ايمان مدح و تمجيد كرده است).
٢٣٩- آن كس كه از سستى اطاعت كند، حقوق افراد را ضايع مىسازد و كسى كه از گفته سخن چين پيروى كند، دوستى براى خود باقى نمىگذارد.
٢٤٠- سنگ غصبى در بناى خانه، گروگان ويرانى آن است.
شريف رضى رحمه الله مىگويد: اين سخن از پيامبر صلى الله عليه و آله نيز نقل شده است و در اين كه سخن اين دو بزرگوار شبيه هم مىباشد، هيچ جاى شگفتى نيست. براى اين كه هر دو از يكجا سرچشمه گرفته است.
٢٤١- روز انتقام مظلوم از ظالم شديدتر است از روز ستم كردن ظالم بر مظلوم.
٢٤٢- تقوا و پرهيزكارى پيشه كن، اگرچه كم باشد. ميان خود و خدا پردهاى قرار ده گرچه نازك باشد.
٢٤٣- هنگامى كه پاسخها زياد و درهم شوند، حق مخفى مىماند.
٢٤٤- خداوند در هر نعمتى حقّى دارد. كسى كه حقّش را ادا كند، نعمت او را افزون كند و كسى كه كوتاهى كند، نعمت را در خطر زوال قرار مىدهد.
٢٤٥- هنگامى كه توانايى و قدرت بر چيزى پيدا شد، علاقه به آن كم مىشود.
٢٤٦- از فرار و رميدن نعمتها برحذر باشيد كه هر فرارى باز نمىگردد.
٢٤٧- كرم و محبّت از خويشاوندى برتر است.