نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٣ - و من كتاب له (ع) (٢٨)
قسمتى ديگر از اين عهدنامه
امام هدايت و امام گمراهى و پستى، هيچيگاه مساوى نيستند؛ همچنين دوستدار پيامبر و دشمن او با هم برابر نخواهند بود.
پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود:
«من بر امّتم نه از مؤمن مىترسم و نه از مشرك، چرا كه مؤمن ايمانش او را باز مىدارد و مشرك را خداوند به وسيله شركش نابود مىسازد. تنها كسانى كه از شرّشان بر شما مىترسم آنها هستند كه در دل منافقند و در زبان دانا، سخنانى مىگويند دل پسند ولى اعمالى دارند زشت و ناپسند!».
نامه ٢٨
در پاسخ معاويه
شريف رضى رحمه الله مىگويد: اين از نامههاى بسيار جالب است.
امّا بعد! نامه ات رسيد، در آن يادآور شدهاى كه خداوند محمّد صلى الله عليه و آله را براى دينش برگزيد و با اصحابش وى را تأييد كرد، راستى دنيا چه شگفتيهايى دارد، تو مىخواهى ما را از آنچه خداوند به ما عنايت فرموده آگاه سازى! و از نعمت وجود پيغمبر در ميان ما به ما خبر دهى! تو در اين راه به كسى مىمانى كه خرما به «هجر» مىبرد [١] و يا همچون شاگرد تيرانداز كه بخواهد به استادش درس تير اندازى دهد.
و گمان كردهاى كه برترين اشخاص در اسلام فلان و فلانند، مطلبى را يادآور شدهاى كه اگر راست باشد، ابداً مربوط به تو نيست ... و اگر دروغ و نادرست باشد زيانى براى تو ندارد، تو را با برتر و غير برتر و رئيس سياسى اسلام و زير دستانش چكار؟ اسيران آزاد شده كفّار جاهليّت و فرزندانشان را با امتيازات بين مهاجران نخستين و ترتيب درجات و تعريف طبقاتشان چه نسبت؟!
هيهات! خود را در صفى قرار مىدهى كه از آن بيگانهاى؛ كار به جايى رسيده كه محكومان حاكم شدهاند! اى انسان چرا سر جايت نمىنشينى؟! و چرا از كوتاهى و ناتوانى خويش آگاه نمىشوى؟! و چرا به جاى خودت كه قضا و قدر براى تو تأخير داشته باز نمىگردى؟! غلبه مغلوب و پيروزى پيروزمند (در اسلام) با تو چه ارتباطى دارد؟
تو همان كسى هستى كه همواره در بيابان گمراهى سرگردانى و از راه راست و حدّ اعتدال منحرفى.
مگر نمىبينى-/ نه اين كه بخواهم خبرت دهم،
[١]. اين ضرب المثل مشابه اين مثل فارسى است: «زيره به كرمان مىبرد».