نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥ - خطبه ٢
خطبه ٢
خطبهاى است كه امام عليه السلام پس از مراجعت از صفّين ايراد فرموده، و در آن وضع مردم پيش از بعثت،
و اوصاف اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سپس اوصاف مردم ديگر آمده است.
ستايش مىكنم خداوند را به خاطر اتمام نعمتش؛ و تسليم در برابر عزّتش، و حفظ و نگهدارى از معصيتش! در نيازها از او استعانت مىجويم چه اينكه، آن كس را كه خدا هدايت كند هيچ گاه گمراه نمىشود و آن كس كه خدا او را دشمن دارد هرگز نجات نمىيابد، و هركس كه خداوند او را كفايت كند نيازمند نخواهد شد. ستايش او مىكنم زيرا ستايش خداوند در ترازوى حق از همه چيز سنگينتر است، و برترين گنجى است كه مىتوان ذخيره كرد، و گواهى مىدهم كه به جز خداوند يكتاى بى شريك، معبودى نيست، گواهى كه اخلاص آن را آزمودهايم و به خالص بودن آن معتقديم، و مادامى كه زندهايم به آن پاى بند هستيم، و آن را براى صحنههاى هولناكى كه در رستاخيز با آن روبه رو خواهيم شد ذخيره مىكنيم؛ اين گواهى تصميم قطعى ايمان است، و باز كننده درب نيكى و احسان، موجب خشنودى خداوند بخشنده است و دور كننده شيطان!
و گواهى مىدهم كه محمّد صلى الله عليه و آله بنده و فرستاده اوست، وى را با دينى آشكار و با نشانه و آيينى راستين؛ و كتابى نوشته شده، و نورى درخشان، و روشنايى تابنده، و امرى آشكار فرستاد، تا شبهات را از بين ببرد، و با دلايل روشن در برابر همگان استدلال كند، و با آيات، مردم را از مخالفت خدا بر حذر دارد، و با كيفرها بترساند. او را زمانى فرستاد كه مردم در درون فتنه ها قرار داشتند، رشته هاى مذهب گسسته و اركان ايمان و يقين متزلزل شده، راههاى اساسى براى شناخت حق مختلف، و امور مردم پراكنده و متشتّت، راه فرار از فتنه ها باريك، مرجع و پناهگاه ناپيدا، هدايت فراموش شده، و گمراهى و نابينايى همه را فرا گرفته بود، خداى رحمان معصيت مىشد، و شيطان يارى مىگرديد، ايمان بدون ياور مانده، اركان آن فرو ريخته و نشانههايش دگرگون شده ... راههاى آن ويران و جادههاى آن كهنه و فرسوده گشته بود.
شيطان را اطاعت مىكردند، و به راههاى او مىرفتند، و در آبخورگاه او وارد مىشدند؛ به وسيله مردم نشانههاى شيطان آشكار شده و پرچم او برافراشته گرديده، فتنهها با پاى خويش آنان را لگدمال نموده، و با سمهاى خود آنان را له كرده بود، فتنه بر روى پاى خود ايستاده و آنها در آن متحيّر و سرگردان، بى خبر، فريب خورده، در كنار بهترين خانه (كعبه) و بدترين همسايگان (بت پرستان) قرار داشتند، خوابشان بيدارى، و سرمه چشمهايشان اشك بود، در سرزمينى كه دانشمندش به حكم اجبار لب فرو بسته، و