نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣٩
٤٠٦- چه خوب است تواضع و فروتنى ثروتمندان در برابر فقرا براى رسيدن به پاداش الهى و از ان بهتر بى اعتنايى و تكبّر مستمندان در برابر اغنيا به خاطر تكيه به خداست.
٤٠٧- خداوند عقل را در وجود كسى وديعه ننهاده، جز اين كه روزى به وسيله آن او را نجات خواهد داد.
٤٠٨- آن كس كه با حق گلاويز شود حق او را بر زمين خواهد كوبيد.
٤٠٩- قلب، كتاب ديده است.
٤١٠- پرهيزكارى رئيس اخلاق و صفات پسنديده است.
٤١١- لبه تيز زبانت را بر ضدّ كسى كه سخن بر زبانت نهاده به كار مگير، همچنين بلاغت سخنت را بر ضدّ كسى كه فنّ سخنورى به تو آموخته صرف مكن!
٤١٢- در تأديب خويشتن همين بس كه از آنچه بر ديگران نمىپسندى اجتناب ورزى.
٤١٣- يا شكيبايى آزادگان داشته باش وگرنه همچون جاهلان بى خبر خود را به فراموشى زن.
٤١٤- و در خبر ديگرى آمده كه امام به اشعث بن قيس به عنوان تسليت فرزندش فرمود:
يا همچون مردان بزرگوار شكيبايى كن وگرنه همچون بهايم خود را به غفلت زن.
٤١٥- امام در توصيف دنيا فرموده است:
مغرور مىكند و زيان مىرساند و مىگذرد. خداوند نه دادن آن را به عنوان پاداش دوستانش پذيرفته و نه گرفتن آن را به عنوان كيفر دشمنانش. اهل دنيا همچون كاروانى هستند كه هنوز رحل اقامت نينداختهاند، قافله سالار فرياد مىزند (كوچ كنيد و آنها كوچ مىكنند).
٤١٦- به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود: چيزى از دنيا بعد از خود باقى مگذار، زيرا آنچه باقى مىگذارى براى يكى از دو كس خواهد بود، يا شخصى است كه آن را در اطاعت خداوند صرف مىكند و سعادتمند مىگردد به همان چيزى كه تو به خاطر آن شقاوت يافتهاى و يا شخصى است كه آن را در معصيت خداوند به كار مىگيرد و به وسيله آنچه تو براى او اندوختهاى، شقاوتمند مىشود. بنابراين تو معاون او در گناه بودهاى. هيچ كدام از اين دو، لياقت ندارند كه تو آنها را بر خود مقدّم دارى.
شريف رضى رحمه الله مىگويد: اين سخن به گونه ديگرى نيز نقل شده و آن اين است كه: