نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧ - خطبه ١٣٩
خطبه ١٣٩
كه هنگام شورا فرموده
هيچ كس سريعتر از من به اجابت دعوت حق، صله رحم، احسان و بخشش فراوان نشتافته است، پس سخنم را بشنويد و گفته هايم را حفظ كنيد، ممكن است بعد از امروز در مورد اين امر (خلافت) با چشمهاى خود ببينيد كه شمشيرها از نيام بيرون آمده و به پيمانها خيانت شده است! تا آنجا كه بعضى از شما امام و پيشواى گمراهان و پيرو جاهلان خواهيد گشت!
خطبه ١٤٠
كه در مورد نهى از غيبت مردم فرموده
سزاوار است كسانى كه از عيوبى پاكند و از آلودگى به گناهان سالمند، به گنهكاران و اهل معصيت ترحّم كنند، همواره در سپاس و شكر خداوند باشند و اين سپاس، آنان را از پرداختن به عيبجويى دگران مانع گردد.
چرا و چگونه آن عيبجو، عيب برادر خويش را مىگيرد و او را به بلايى كه گرفتار شده است سرزنش مىكند؟ مگر به ياد ستر و پوششى كه خداوند بر گناهان او افكنده نيفتاده؟ و توجّه ندارد كه خداوند بر بزرگتر از گناهى كه بر دگران عيب مىگيرد در مورد او پوشش افكنده است؟ چگونه ديگرى را بر گناهى مذمّت مىكند كه خود همانند آن را مرتكب شده؟ و اگر به آن گناه آلوده نشده (شايد) معصيت ديگرى كرده كه از آن بزرگتر است. به خدا سوگند، حتّى اگر خداوند را در گناهان بزرگ عصيان نكرده و تنها گناه صغيره انجام داده، همين جرأتش بر عيبجويى مردم گناه بزرگترى است!
اى بنده خدا! در عيب و مذمّت هيچ كس بر گناهش عجله مكن، شايد خداوند او را آمرزيده باشد و نيز بر گناه كوچكى كه خود انجام دادهاى، ايمن مباش، شايد به خاطر آن كيفر بينى، بنابراين هركدام از شما كه از عيب دگران آگاه است به خاطر آنچه از عيب خود مىداند، بايد از عيبجويى دگران خوددارى كند و شكر و سپاس اين موهبت كه او از اين عيوب پاك است؛ وى را مشغول دارد!