نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٩ - تعصّب ثروت
كه كمينگاه بزرگ ابليس و مركز كيد و نيرنگ عظيم اوست بهراسيد، كيد و نيرنگى كه با قلبهاى مردان همچون زهرهاى كشنده مىآميزد و هرگز از تأثير فرو نمىماند و كسى از هلاكتش جان به در نمىبرد.
هيچ كس؛ نه عالم و دانشمند به خاطر علم و دانشش و نه فقير به خاطر لباس كهنهاش.
و خداوند به خاطر حفظ بندگانش از اين امور يعنى، ظلم و ستم و كيد شيطان، با نمازها، زكاتها و مجاهده در گرفتن روزه واجب، آنان را حراست فرموده است، تا اعضا و جوارحشان آرام و چشمهايشان خاشع و غرايز و تمايلات سركششان رام و ذليل و قلبهاى آنها خاضع گردد و تكبّر از آنها رخت بربندد؛ به علاوه ساييدن پيشانى كه بهترين جاهاى صورت است به خاك، موجب تواضع و گذاردن اعضاى پرارزش بدن بر زمين دليل كوچكى و چسبيدن شكم به پشت (در اثر روزه) مايه فروتنى است و پرداخت زكات موجب صرف ثمرات زمين و غير آن به نيازمندان و مستمندان مىشود، (همه اينها حراست و حفظ بندگان را از كيدهاى شيطان و ساير ناهنجارىها به همراه دارد).
تعصّبهاى بى دليل
به آثار اين افعال (نماز و روزه و زكات و سجده) بنگريد كه چگونه شاخه هاى درخت تفاخر را درهم مىشكنند و از جوانه زدن كبر و خودپسندى جلوگيرى مىكنند.
من در اعمال و كردار جهانيان نظر افكندم، هيچ كس را نيافتم كه درباره چيزى تعصّب به خرج دهد جز اين كه علّتى داشته كه حقيقت را بر جاهلان مشتبه ساخته و يا در عقل و انديشه سفيهان نفوذ نموده، جز شما كه تعصّب درباره چيزى مىورزيد كه نه سببى دارد و نه علّتى، امّا ابليس در برابر «آدم عليه السلام» به خاطر اصل و اساس خود تعصّب ورزيد و آفرينش آدم را مورد طعن قرار داد و گفت: «من از آتشم و تو از خاك»!
تعصّب ثروت
و امّا ثروتمندان عيّاش ملّتها تعصّبشان به واسطه زر و زيور و دارايى آنهاست، چنان كه خود مىگفتند:
«ثروت و فرزندان ما از همه بيشتر است و هرگز مجازات نمىشويم». [١] و اگر قرار است تعصّبى در كار باشد بايد به خاطر اخلاق پسنديده،
[١]. سوره سبأ، آيه ٣٥.