نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨٧ - بر «صبر»، «يقين»، «عدالت» و «جهاد»؛
٢١٨- حسادت نسبت به دوست، دليل بيمارى دوستى است.
٢١٩- قربانگاه عقلها غالباً در پرتو طمعهاست.
٢٢٠- داورى در حقّ افراد مورد اطمينان، با تكيه بر گمان، از عدالت دور است.
٢٢١- بدترين توشه براى آخرت ستم بر بندگان خداست.
٢٢٢- تغافل يكى از بهترين كارهاى كريمان است، (اشاره به اين كه از بسيارى از كارهايى كه بر ضدّ شخص آنهاست چشم پوشى مىكنند).
٢٢٣- كسى كه لباس حيا او را بپوشاند، مردم عيب او را نمىبينند.
٢٢٤- كثرت سكوت موجب ابهت و بزرگى است و انصاف مايه فزونى دوستان، با بذل و بخشش قدر انسان بالا مىرود و با تواضع نعمت كامل مىشود و با پذيرش هزينه ها بزرگى تثبيت مىگردد و روش عادلانه، مخالفان را مقهور مىسازد و با حلم و بردبارى در برابر سفيهان، ياوران انسان فزونى مىيابند.
٢٢٥- از غفلت حسودان نسبت به سلامتى تن خويش در شگفتم، (چرا كه حسد انسان را بيمار مىسازد).
٢٢٦- طمعكار در بند ذلّت گرفتار است.
٢٢٧- از امام عليه السلام درباره تفسير ايمان سؤال شد، فرمود:
ايمان شناخت با قلب (عقل)، اقرار به زبان و عمل با اعضا و جوارح است.
٢٢٨- كسى كه به خاطر دنيا محزون باشد، از قضاى الهى ناخشنود است و آن كس كه از مصيبتى كه به او رسيده شكايت كند، شكايت پروردگارش را كرده؛ كسى كه نزد ثروتمندى رود و به خاطر ثروتش در برابر او تواضع كند دو سوّم دينش از دست رفته و كسى كه قرآن بخواند و پس از مرگ وارد آتش گردد از كسانى بوده كه آيات خدا را استهزا مىكرده، و آن كس كه قلبش سخت با حبّ دنيا پيوند خورده باشد، اين سه حالت او را رها نخواهد كرد: اندوه دايم، حرصى كه هرگز او را ترك نگويد و آرزويى كه به آن نخواهد رسيد.
٢٢٩- ملك قناعت و نعمت حسن خلق، براى انسان كافى است.
و از امام عليه السلام در تفسير اين آيه سؤال شد: