پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١ - چه كسى حقّ داورى و قضاوت دارد؟
(آرى براى پيامبر صلى الله عليه و آله يا وصىّ پيامبر صلى الله عليه و آله است)». [١] ٢- در حديث معروفى از امام صادق عليه السلام آمده است كه امير مؤمنان على عليه السلام به شريح قاضى فرمود: «يا شُرَيْحُ قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِساً لا يَجْلِسُهُ الّا نَبىّ، اوْ وَصِىّ نَبىٍّ اوْ شَقىّ!»: «اى شريح! جايى نشستهاى كه در آنجا كسى نمىنشيند جز پيامبر، يا وصىّ پيامبر، يا شقىّ دور از سعادت»! [٢] ٣- در حديث ديگرى از امام صادق صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود: «وَالْحُكْمُ لا يَصِحُّ الّا بِاذْنٍ مِنَ اللَّهَ وَ بُرْهانِهِ»: «حكم و داورى صحيح نيست مگر به اذن و اجازه و برهان الهى». [٣]
به اين ترتيب هم دلايل عقلى كه ناظر بر توحيد افعالى، و توحيد حاكميّت و مالكيّت است، مشروط بودن قضا را به اذن الهى اثبات مىكند؛ و هم آيات قرآنى و هم رواياتى كه در اين زمينه وارد شده است، و اينكه مىگويند مجتهد جامع الشّرايط (ولىّ فقيه) داراى سه منصب است: منصب افتاء، و منصب قضاء، و ولايت، ناظر به همين معنى است.
اكنون به سراغ صفات قاضى در اسلام، و همچنين آداب قضاء و تفاوت هاى اساسى ميان قضاوت و داورى در اسلام و دنياى غرب و مسائل ديگرى براى تكميل اين مباحث مىرويم.
[١]. وسائل الشيعه، جلد ١٨، ابواب صفات القاضى، باب ٣، حديث ٣ ..
[٢]. وسائل الشيعه، جلد ١٨، ابواب صفات القاضى، باب ٣، حديث ٢ ..
[٣]. مصباح الشريعة، صفحه ٤١، (اعتبار اين كتاب از نظر دانشمندان مورد گفتگو است به خصوص اينكه مؤلّف آن تاكنون شناخته نشده است)..