فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩ - تنديس قداست و فقاهت عبدالرضا ايزدپناه
انسان دارد در روش فقاهتى محققّ اردبيلى، جاى و جايگاهى ويژه دارد. توجه به فلسفهتشريع، نفى مشقت، نفى ضرر، قاعده سمحه سهله، مهربانى خالق به خلق، عسر و حرج در دائرة المعارف بزرگ فقهى او،موج مىزند. او طبقهبندى و دستهبندى نو در فقه دارد. دربابها و كتابهاى مختلف فقهى، از اصول و قواعد ويژه حاكم براحكام همان عرصه از وجود و زندگى بهره مىبرد.
در طهارت، اصولى را در استنباط و اجتهاد اصل قرار مىدهد كه در مسائل عبادى از غير آن بهره مىبرد. در احكام فردى، روش و عناصرى به كار مىگيرد كه در احكامو آيينهاى اجتماعى از اصول و آهنگى ديگر.
در عبادات، آيات و روايات را محور قرار مىدهد. از توجيه روايات ضعيف آن نمىگذرد و رشد انسان را در ارتباط او با خدا و بندگى حق مىداند. ولى در طهارت و نجاست در بيشاز بيست مورد به قاعده آسان گيرى و آسان بودن شريعت، چنگ مىزند. در فراخى وقت نماز نيز، چندين بار و در اينهمه، روح آسانگيرى را بر فتاوا و استنباط، حاكم مىكند و در هر موردى كه به سختگيرى كشيده شود از اصل نبودسختگيرى در دين يارى مىگيرد و فتوا مىدهد.
در مواردى كه فقيهان بر لزوم قضاى نماز، يا انجام دوباره حجيا برخى از اعمال آن، احتياط كردهاند، فلسفه تشريع را كه آسانگيرى در امور است، به ياد مىآورد و بر بايستهنبودن احتياط نظر مىدهد. در بس بودن علم اجمالى در صلح مىنويسد:
«و لانّ الصلح شُرّع للسهولة و الارفاق بالنّاس يسهل ابراءذمّتهم فلايناسبه الضّيق.» (٦)
برخى بدون ژرفنگرى او را فقيهى پر احتياط دانسته و پرواهاى او را به پرواى در فتوا و حفظ ظواهر دليلها، تعبير كردهاند، در حالى كه او پرواهاى مرسوم را روا ندانسته
(٦)مجمع الفائده و البرهان، ج٩، ص ٣٣٩.