فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٥ - تزاحم كارهاى حكومت اسلامى و حقوق اشخاص آيت اللّه محمد مؤمن
در معتبره حذيفه بن اسيد غفارى صحابى و يكى از حواريان امام حسن و يا امام حسين(ع) در خصال روايت شده است كه پيامبر(ص) در اين مقام [= غدير خم [به مردم فرمود:
الا و انى اشهد كم انى اشهد ان اللّه مولاى و انا مولى كل مسلم و انا اولى بالمؤمنين من انفسهم، فهل تقرون لى بذلك و تشهدون لى به؟
فقالوا: نعم نشهد لد بذلك
فقال: الا من كنت مولاه فان عليا مولاه و هو هذا. (٥)
آگاه باشيد. من شما را گواه مىگيرم بر اين كه گواهىمىدهم كه خدا مولاى من است و من مولاى هر مسلمانم و من نسبت به مؤمنان از خود آنان سزاوارترم
آيا به اين حق براى من اعتراف داريد؟ و آيا در مورد آن براى من گواهى مىدهيد؟همگى گفتند: بله، در اين باره گواهى مىدهيم
سپس پيامبر فرمود: آگاه باشيد، هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست.
بر اين اساس، معتبره، به روشنى دلالت دارد بر اين كه مراد از ولايتى كه پيامبر(ص) به تبليغ آن مامور شده همان چيزى است كه سخن آن حضرت: «انا اولى بالمؤمنين من انفسهم» از آن حكايت دارد و معناى اين سخن آن است كه او، سرپرست مردم است و با وجود او، آنان از خود ارادهاى ندارند.
نتيجه:آيه شريفه، بويژه اگر در كنار صحيحه فضلا و معتبره حذيفة بن اسيد قرار گيرد، نشان مىدهد كه مقام سرپرستى بر مردم، براى على بن ابى طالب(ع) ثابت است؛ چرا كه صحيحه فضلا آشكارا مىگويد: «اين ولايت، همان ولايت صاحبان امر است.» بنا بر اين، كسى را كه خدا ولى امر قراردهد، او، ولى مسلمانان است، بدين معنى كه چنين كسى نسبت به مسلمانان از خود آنان سزاوارتر خواهد بود.
(٥)خصال، شيخ صدوق، ج ١ ، ص ٦٥، باب سؤال از ثقلين در روز قيامت، انتشارات صدوق، تهران