فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٥ - تحقيق در باره لوث و قسامه و قضاوت زن و نظر مقدس اردبيلى (ره) آيت اللّه محمد حسين مرعشى
نعم في بعضها: وجو القتل في قبيلة (قليب ـ خ ل) و قرية و نحو ذلك و ليس ذلك بواضح ولا صريح في اشتراطه كما لايخفى.
مع أنّه لالوث و لاقسامة فيما ذكره فيه بل رواه عن رسول اللّه (ص) و كان لهم على ذلك إجماعاً او نصّاً ما اطّلعت عليه فتأمل.» (٢)
و مقصود اردبيلى از اين عبارت اين است كه: در اخبار قسامه، لفظ لوث نيامده است و تنها چيزى كه در روايات آمده است كه كشتهاى را در قبيلهاى (يا چاهى) از قريهاى و يا مانند اينها ببينند و اين امر، هر چند نشانهاى است كه وى، به دست اهل قبيله كشته شده است و لكن دليل بر شرط بودن لوث در قسامه نيست و سپس مىنويسد:
«گويا فقهاء كه لفظ لوث را آوردهاند، از راه اجماع و يا نصّى كه من به آن آگاه نشدهام، به دست آوردهاند، پس در شرط بودن آن درنگ كن».
پيش از محقق اردبيلى، فقها در شرط بودن لوث، هيچ گونه ترديدى نكردهاند، بلكه آن را پذيرفتهاند.
محقق اردبيلى كه نوشته: «گويا درمسأله اجماع و يا نصى وجود دارد» در مقام اين معنى است كه شرط بودن لوث را توجيه كند، زيرا پس از آن از روايات قسامه نتوانسته شرط بودن لوث را ثابت كند، به احتمال اجماع و يا نص، چنگ زده و آن را نيز مورد درنگ و ترديد قرار داده است.
و به نظر مىرسد، لوث را در ابتدا فقهاى اهل سنت از روايات استنباط كردهاند و پس از آن، فقهاى شيعه از آنان پيروى كردهاند؛ زيرا روش اصحاب ما آن بوده است ه فقه را براساس متون اخبار جمع آورى مىكردند و تا زمان حسن بن على بن ابى عقيل، اين روش ادامه داشته است و وى كتابى را به نام «التمسك بحبل آل الرسول» تأليف و در اين كتاب،
(٢)مجمع الفائدة و البرهان، محقق اردبيلى، ج١٤، ص١٨٢ ـ ١٨٣، انتشارات اسلامى، وابسته به جامعه مدرسين قم.