فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٣ - داد و ستد خردسالان درنگاه محقق اردبيلى محمد رحمانى
ودلالتى از آن فهميده نمىشود.
امام(ع) مىفرمايد: هر گاه پسر بچه، به مرحله اشد كه همان تمام شدن سيزدهسال و شروع چهارده سال است، پا بنهد، آنچه كه بر اشخاص و افراد بالغ جكسانى كه به حد احتلام رسيدهاند واجباست، بر اين شخص نيز واجب است گرچه محتلم نشده باشد، بر او بديها و خوبيها نوشته مىشود و هر كارى برايش جايز ونافذ است، مگر از نظر رشد ضعيف و يا كم خرد باشد. (٤٧)
در اين حديث، ملاك و معيار اثر داشتن دستيازيهاىخردسال، با توجه به ذيل حديث، رشد است.
بنا بر اين، دور نيست كه بگوييم: بلوغ سنى در احاديث و آيه موضوعيت ندارد، بلكه راه و نشانه براى به دست آوردن رشد است.
يادآورى:ممكن است اشكال شود:اين حديث كه مشايخ سه گانه نقل كردهاند، فقها از آن روى گرداندهاند؛ زيرا حديث، سن بلوغ را چهارده قرار داده است.
پاسخ:برخى به اين حديث عمل كردهاند. بر فرض روگردانى،ذيل حديث بىاشكال است و با تبعيض در حجيت، به ذيلآن عمل مىشود.
تا به كنون روشن شد كه آيات دلالتى بر شرط بودن بلوغ سنى در درستى و اثر داشتن داد و ستدهاى خردسال ندارد،بلكه از آيات استفاده مىشود، رشد شرط نفوذ دستيازيهاى خردسال است.
محقق اردبيلى، در ارتباط با آيات مىنويسد:
و بالجملة ظاهر عموم الايات... هو الجواز مع التميز التام. (٤٨)
ظهور عموم آيات، عبارت است از جواز داد و ستد خردسالىكه اهل تميز است.
(٤٧)من لايحضره پالفقيه، ج٤، ص ١٦٤، ح٥٧١؛ دارالكتب الاسلاميه ؛ تهذيب، ج٩، ص ١٨٣، ح ٧٣٩؛ كافى، ج٧، ص ٦٨، ح٣.
(٤٨)مجمع الفائده، ج٨، ص ١٥٣.