فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٦ - داد و ستد خردسالان درنگاه محقق اردبيلى محمد رحمانى
آيه را بايد حمل كنيم بر معناى فراگير، پس به سفيهى كه مالش را فاسد مىكند و يتيمى كه بالغ نشده و نيز يتيمى كهبالغ شده ولى رشد از او ديده نشده، نبايد مال داده شود.
گرچه ايشان يتيم نابالغ را مصداق سفيه مىداند، لكن ملاكنهى را تباه كردن مال و نداشتن رشد عقلى دانسته است. (٢٣)
بنا بر اين، آيه باز مىدارد از دادن اموال به يتيمانى كه به حد رشد نرسيدهاند و بلوغ سنى ندارد، دست كم آيه از اين جهت اجمال دارد و دلالتى بر شرط بودن بلوغ سنى ندارد.
٢. {و ابتلوا اليتامى حتى اذا بلغوا النكاح فان آنستم منهمرشدا فادفعوا اليهم اموالهم } . (٢٤)
و يتيمان را بيازمايد تا آن گاه كه به حد زناشويى برسند، پس اگر از آنان رشدى جخردمندى و حسن تدبيرج ديديد،مالهايشان را به خودشان بدهيد.
پيش از بررسى، دلالت آيه بر مدعى و نقد آن، توضيح دو نكته ضرورى است:
١. دادن اموال، كنايه از اثر داشتن تصرفات آنان، از جمله درستى داد و ستدهايشان است.
٢. گرچه موضوع آيه، يتيم است، لكن بىگمان، يتيم ويژگى ندارد و آيه هر انسان نابالغ را در بر مىگيرد.
پس از روشن شدن اين دو نكته، در تفسير آيه سه احتمالاساسى وجود دارد.
١. شرط اثر داشتن تصرفهاى خردسالان، از جمله درستى داد و ستد آنان، بلوغ سنى و رشد است. اين نظر مشهور فقهاست و بر اساس اين تفسير، آيه دلالت بر شرط بودن بلوغ سنى دارد.
(٢٣)مجمع البيان فى تفسير القرآن، امين الاسلام طبرسى، ج٣، ص٨، داراحياء التراث العربى، بيروت.
(٢٤) نساء، آيه ٦.