فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣١٣
قرارداد ذمه مطرح مىشود، به هيچ گونه سبب خوارى آنان نخواهد بود؛ زيرا چنين قراردادى، با توجه به مصالح دو طرف و خشنودى آنان، بسته مىشود.
تأييد كننده گفته بالا كلمه «صغر» در برابر «كبر» است، نه در برابر «عزّة» تا اين كه معناى آن «ذلت» باشد.
تأييد كننده ديگر، آيه زير است كه در مورد داستان حضرت سليمان(ع) وارد شده است:
«إرجع إليهم فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها و لنخرجنّهم منها أذلّة و هم صاغرون». (٣٩)
چون در اين آيه «صغار» از «ذلت» جدا شده و اين نشانگر آن است كه در معناى «صغار»، «ذلت» در نظر گرفته نشده، گرچه گاهى با هم همراهند، مثلاً در مورد همين آيه.
اين سخن، در عصر حاضر و جهان امروزى ملموستر است؛ چرا كه تقريباً در همه كشورهاى دنيا، اقليتهاى دينى پراكندهاند و همه اين اقليتها، در برابر پرداخت مالياتهاى قرار داده شده و گردن نهادن به قانونهاى كشور خود، از امنيت و ديگر مزايا، بسان شهروندان ديگر، برخوردارند و از اين حيث، به هيچ روى، احساس خوارى نمىكنند.
با توجه به آنچه گفتيم: وجه كلمات علامه طباطبائى هم روشن مىشود كه مىنويسد:
«مراد از صغار اهل ذمه، خضوع آنان در برابر سنّت اسلامى و حكومت عادل دينى در جامعه اسلامى است. به اين ترتيب كه با شخصيتى مستقل و به گونهاى آزادانه جهت نشر و بسط عقايد و اعمال فاسد خود به مبارزه با مسلمانان برنخيزند.
گويا مراد از صغار ايشان اين است، نه اهانت و استهزاء آنان از سوى مسلمانان، يا كارگزاران حكومت اسلامى ؛ چرا كه اين را وقار و سكينه اسلامى بر نمىتابد، اگر چه بعضى از مفسران چنين گفتهاند». (٤٠)
حال كه مفهوم جزيه و فلسفه تشريع آن روشن شد و دانستيم كه بين جزيه و باج هيچ وجه تشابهى وجود ندارد و نيز معلوم شد كه پرداخت اين ماليات، به هيچ روى، سبب خوارى اهل ذمه و توهين به آنان نيست، به دو بحث اساسى ديگر مىپردازيم:
(٣٩) سوره نمل، آيه ٣٧.
(٤٠)الميزان، علامه طباطبايى، ج٩، ص٢٤٠، مؤسسه الاعلمى، بيروت.